تبليغاتX
کـــــــوهنـــــــوردی

مصیبت وارده در حادثه دلخراش علم کوه را به جامعه کوهنوردی و خانواده داغدار آن عزیزان از دست رفته تسلیت عرض می نمایم .

رضا آموزگار

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 23:51  توسط آموزگار (آیریا)  | 

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گردشگری ـ عباس محمدی ـ فدراسیون كوهنوردی اعلام كرد كه به علت بارش برف و نامساعد بودن شرایط جوی از رفتن به كوهستان خودداری كنید. هر علاقه‌مند به كوهنوردی و بسیاری از مردم بارها مضمون شبیه به این را در زمستان از رسانه‌های گوناگون شنیده یا دیده‌اند.

اما اگر آن دوستدار كوهنوردی در كار خود جدی‌تر باشد، حتما در باشگاهی كه عضو آن است، یا در لابه‌لای صفحه‌های نشریات و كتاب‌های كوهنوردی، دیده است كه فصل زمستان فصل تدارك چینی و جنب‌وجوش عده‌ای خاص برای «برنامه زمستانی» است.

 چرا صعود در زمستان؟

چرا صعود در زمستان؟ كوهنوردی جدی در غیر زمستان هم بی‌خطر نیست، پس چرا در فصل پربرف كه هوایی سردتر و متغیر و روزهای بسیار كوتاه دارد؟! پاسخ ساده است. اطلاعیه فدراسیون (یا دیگر سازمان‌ها) كه به آن اشاره شده، برای عموم مردم است كه توقع‌شان از كوهنوردی اجرای یك برنامه با كم‌ترین خطر ممكن، به منظور تفریح یا اجرای ورزشی سبك و «سالم» است. اما گروه‌های كوچكی از كوهنوردی هستند كه مصداق این سخن «كریس بانینگتون» ـ كوهنورد و كوه‌نویس بزرگ ـ هستند: "یك جاذبه بزرگ كوهنوردی، لذت تشنه‌آور خطر كردن است ...".

 دست و پنجه نرم كردن با سخت‌ترین شرایط (هوای سردتر، برف سنگین‌تر، بادهای سخت‌تر، روزهای كوتاه‌تر)، دیدن آن روی با شكوه‌تر و وحشی‌تر كوهستان و برخورداری از سكوت آسمانی‌ آن و به جا گذاشتن ركورد، از انگیزه‌های كوهنوردانی است كه در زمستان به كوه می‌زنند.

اما صعود زمستانی برای كسانی است كه در كوهنوردی تابستانی مهارت یافته‌اند، آموزش كافی دیده‌اند و به وسایل مناسب مجهزند. 

اهمیت و اولویت این سه عاملی كه به آن اشاره كردم، به همین ترتیب است. یعنی برای كار زمستانی، پیش از هر چیز باید تجربه‌ خوبی در كوهپیمایی عادی به دست آورد، آموزش‌های تئوریك (با مطالعه و شیوه‌ی چهره به چهره) را دوره كرد و دست آخر تجهیزات لازم را تهیه و به آنها اعتماد كرد. به بیان دیگر، این وسایل خوب نیست كه شما را قادر به اجرای یك برنامه‌ ناموفق یا كم‌خطر زمستانی می‌كند، بلكه تجربه و دانش شماست كه بخش عمده‌‌ كار را تضمین می‌كند. همین جا لازم به توضیح است كه تجربه و دانش، دفع‌كننده‌ حتمی خطرهای كوه‌نوردی زمستانی (و به طور كلی هر نوع كوهنوردی دیگر) نیست، بلكه سبب آن می‌شود كه در میدان سخت و بی‌ترحم این ورزش خوب بازی كنید و مرتكب خطاهای فاحش نشوید(شاید!). رفتن به كوه در زمستان، بدون تمرین و بی‌آنكه بر جزئیات فنی كار مسلط باشید، اقدام به خودكشی است- حتی اگر جدیدترین و گران‌بهاترین وسایل را با خود داشته باشید، اما اگر بهترین پوشاك و چادر را نداشته باشید،‌ ممكن است كه تجربه و دانش‌تان شما را زنده نگه دارد؛ چه با فرمان به موقعی كه برای برگشت می‌دهد، و چه با اجرای ریزه‌كاری‌های فنی یا ابتكار زدن‌های مكارانه.

 كوهنوردی زمستانه، آمیزه‌ تجربه و شور

كوه در زمستان جلوه‌ای پرشكوه و دیدنی دارد، اما وای اگر آن روی تند خوی‌اش بالا بیاید! هیچ كس نمی‌تواند بگوید كه "كوه مرا دوست دارد و آزارم نمی‌دهد". در واقع كوه همه را دوست دارد و زیبایی و نعمت‌های خود را به همگان چه پا بر آن بگذارد یا نه – ارزانی می‌دارد،‌ اما او به راه خود می‌رود و معصومیت آن خالی از خصلت وحشیانه و خشن نیست. «جوری كوكوچا» (كوهنورد اعجوبه‌ای كه اندك زمانی پس از «رینهولد مسنر» موفق به صعود 14 قله‌ی بالای هشت هزار متر شد در مدتی بسیار كمتر از مسنر، به جز اولین هشت هزارمتری خود، بقیه را در زمستان یا از مسیرهای نو صعود كرد) گفته بود كه كوه‌ها با او مهربانند. ولی او در سال 1989 در برنامه صعود جبهه‌ جنوبی «لوتسه» سقوط كرد و كشته شد.

 ذوق و دیدن ستیغ‌ها و دامنه‌های پربرف و اشتیاق درگیری با مشكلات، نمی‌تواند جایگزین تمرین‌هایی كه لازمه‌ روبه‌رو شدن با شرایط سخت زمستانی است بشود، برای داشتن یك صعود زمستانی خوب، باید مسیر را در تابستان صعود كرده باشید و یا دست كم اطلاعات مسیر مورد نظر را خوب جمع كرده باشید و كوهنوردی مشابه را در جاهای دیگر به انجام رسانده باشید.

 

برای یادگیری كوهنوردی به ویژه ریزه‌كاری‌های كار فنی و زمستانی، هیچ‌جا بهتر از گروه‌ها و باشگاه‌های كوهنوردی نیست. در این جاها می‌توان از تجربه‌ دیگران برخوردار شد، با دیدن كارهای دیگران انگیزه یافت، برای اجرای برنامه‌ خود «پا» پیدا كرد و با تأثیر «هم نیروزایی»، synergic ، كار گروهی به توانی بالاتر از جمع ساده‌ی توانایی‌های فردی دست یافت. حتی كسانی كه كارهای برجسته انفرادی انجام داده‌اند (برای مثال در ایران؛ زنده یاد جلال فروزان و محمد نوری) دانش و تجربه خود را در جریان كار گروهی و در گروه‌های كوهنوردی به دست آورده‌اند. این افراد پس از رسیدن به حدی از قابلیت، ممكن است به دلایلی و در چند روز كاری هم به برنامه های انفرادی دست بزنند.

 چند نكته

كوهنوردی در زمستان كاری جدی است كه خطرهایی در بر دارد. بدانید كه چه می‌كنید و بكوشید كه خانواده‌ و نزدیكان شما هم از واقعیت‌های كار مورد علاقه‌تان اطلاعاتی داشته باشند. خود را با بیمه‌های مناسب پوشش دهید.

بدون آن كه در كوهنوردی غیر زمستانی مهارت یافته باشید، در زمستان به كوه نروید.

گاه كوهنوردی در ماههای خارج از فصل رسمی زمستان هم می‌تواند به اندازه‌‌ای و حتی بیشتر از صعود زمستانی دشوار یا خطرناك باشد. فروردین ماه می‌تواند هوای بسیار متغیر و پرخطری داشته باشد، چند نفر از برترین كوهنوردان دماوندپیمای ایران در فروردین جان خود را در راه صعود به قله دماوند از دست داده‌اند: مجید بنی‌هاشمی، فرامرز فرامرزپور و پسرش مرتضی، و جلال فروزان.

گروههای كوچك (6-5 نفره) تركیب خوبی برای صعود زمستانی است. در چنین گروهی هم قابلیت تحرك زیاد است، هم امكان امداد در شرایط اضطراری هست، و هم به راحتی می‌توان پسماندها را جمع‌آوری كرده و از آلوده‌سازی و تخریب محیط جلوگیری كرد.

در انتخاب وسایل خوب دقت كنید: لازم نیست جدیدترین كفش و پوشاك موجود در بازار را بخرید، با كوهنوردان با تجربه مشورت كنید و وسایل خود را در برنامه‌های یك روزه زمستانی یا در مسیرهای شناخته شده و مطمئن امتحان كنید و چیزهای اضافه با خود نبرید. باركشی در شیب‌های پوشیده از برف طاقت‌فرسا است.

حدود سه برابر زمانی كه صرف یك صعود در تابستان می‌كنید، برای همان صعود در فصل زمستان در نظر بگیرید.

شیوه‌های مقابله با سرمازدگی و دیگر خطرها را فرابگیرد. اصول جست‌وجو و نجات را در برنامه‌های پیش از صعود‌های بزرگ تمرین كنید.

یاد بگیرید كه كارهایی مانند بستن بند كفش، عكاسی، حمایت كردن و هر كار دیگری با وسایل كوهنوری را با دستكش انجام دهید.

عینك مناسب (ضد UV) و كرم ضدآفتاب را فراموش نكنید.

جانورانی مانند بزكوهی و میش، در زمستان باردار هستند، و در مواردی ممكن است به علت گرسنگی و خستگی توان فرار نداشته باشند. با آنها مهربان باشید و آسوده‌شان بگذارید. حیواناتی مانند خرس هم ممكن است در سوراخ‌ها و غارها در حالت نیمه خواب باشند به این گونه مكان ها نزدیك نشوید.

از سوزاندن شاخه درختان و بوته‌ها برای گرم كردن خود بپرهیزید.

برگرفته شده از خبرگزاری میراث فرهنگی

لینک این مطلب ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 21:44  توسط آموزگار (آیریا)  | 

دوره کارآموزی کوهپیمایی با اعطای مدرک رسمی فدراسیون کوهنوردی (ویژه آقایان)

پنجشنبه ۲۸/۱۰/۸۵ ساعت ۰۶:۱۵ میدان سربند کنار مجسمه کوهنورد . (مدت دوره : ۲ روز)

مدارک لازم :

کپی شناسنامه - ۲ قطعه عکس۴ × ۳ - کارت بیمه ورزشی - مبلغ ۱۵ هزار تومان شهریه دوره

مربی :

آقای بیاتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/26ساعت 22:30  توسط آموزگار (آیریا)  | 

آدرس جدید این وبلاگ :

Http://kouhnavard.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/25ساعت 13:26  توسط آموزگار (آیریا)  | 

مثل همه ورزشهای دیگر ، کوه نوردی شما را ملزم می سازد تا قوانین و مقرارت مرتبط با آن را دنبال نمائید . این مجموعه قوانین برای کسانی که وارد دنیای کوه و طبیعت می شوند جزء اصول پایه و اساسی می باشند . اگر چه برخی افراد فراموش می کنند آنها را مورد توجه قرار دهند . در اینجا چند نمونه از قوانین اساسی را برای شما ذکر می کنیم ; که آنها را بخاطر بسپارید تا ضمن داشتن سفری شاد و مفرح ، تاثیری مخرب برای طبیعت و دیگران نداشته باشید .
قبل از کوه نوردی :
قبل از هر چیز دیگری ، مطمئن شوید که شما توانائی این سفر را دارید . فعالیت کوه نوردی در صورتی که از شرایط جسمی و روحی مطلوب برخوردار نباشید ، احتمال بروز سانحه و عدم موفقیت برنامه را بالا می برد . این ورزش نیاز به آموزش و تمرکز فکری دارد . مشکلاتی که در زمان کوه نوردی برای شما بوجود می آید یقینا بر کل برنامه و یا دیگر کوه نوردان تاثیر خواهد گذاشت .
لازمه کوه نوردی فقط آمادگی جسمانی و مهارت نیست بلکه تجهییزات و اسباب خاص خود را نیزمی طلبد . مطمئن شوید که تمام وسایل مورد نیاز را با خود به همراه دارید . با تهیه فهرستی از ملزومات و تدارکات لازم برای اشکال مختلف برنامه ها ، با توجه به ویژگیهای فصلی ، زمانی ، سطح برنامه ، وووو خود را مجهز نمائید . همواره مواد غذائی مناسب و نوشیدنی به میزان کافی به همراه داشته باشد
کوه نوردی یک ورزش تیمی می باشد از کوه نوردی بصورت انفرادی اجتناب کنید ، زیرا در زمانی که به کمک نیاز دارید ، کسی برای یاری شما وجود نخواهد داشت . بعلاوه برای انجام بسیاری از مهارتهای تکنیکی در کوه نوردی مانند سرپرستی برنامه احتیاج به بیش از یک نفر می باشد .
از مقصد خود با اطلاع باشید . از کوهی که هیچ تحقیقی در باره اش نکرده اید بالا نروید . بهتر است در زمانی که اطلاعات کافی از هدف خود ندارید ، به تیم معتبری ملحق شوید که اطلاعات کاملی از کوه مورد نظر شما دارند و یا ضمن آموزش های لازم ، خودتان را به آخرین نقشه مسیر مجهز کنید .
زمانی که به کوه نوردی می روید ، حتما کسی از رفتن شما به آن کوه اطلاع داشته باشد تا در صورت طولانی شدن کوهنوردی شما و بروز نگرانی بتوانند اقدام لازم را انجام دهند .
در زمان کوه نوردی :
از زیبائی های محیطی محافظت کنید تا افراد دیگر هم از آنها لذت ببرند . چیزی را از خود بر جا نگذارید و همچنین چیزی را از کوه برای خود بر ندارید .
از وسایلی مانند پودر صابون که سازگار با طبیعت هستند استفاده کنید .
منابع آب را خراب یا آلوده نکنید .
همیشه ازسرپرست تیم خود اطاعت کنید . دستورات او را اجرا کنید و از گروه جدا نشوید . عدم حرکت در مسیر مشخص ، ممکن است باعث صدمه زدن به طبیعت شود و یا ممکن است احتمال گم شدن شما را زیاد کند .
هرگز خارج از حیطه توانائی خود کوه نوردی نکنید .
بدانید که چه موقع شما باید به مبدا برگردید .
از بهترین قضاوت خود استفاده کنید . بسیاری از کوه نوردان بخاطر عدم درک شرایط و تغییرات محیط و یا وضعیت جسمی و روحی خود ، در هنگام کوه نوردی دچار آسیب و حتی مرگ شده اند . واقع بین و انعطاف پذیر باشید و منطقی تصمیم بگیرید .
بعد از کوه نوردی :
اطلاعات و تجربیات هر برنامه ، با توجه به دیدگاههای افراد مختلف می تواند متفاوت باشد پس سعی کنید گزارشی از برنامه انجام داده شده را با ذکر جزئیات تهیه نمائید . این گزارشات ضمن مفید بودن برای فعالیتهای بعدی خود شما ; برای دیگرانی که در همان محیط و شرایط خواهان کوه نوردی هستند سودمند خواهد بود . فراموش نکنید هر برنامه مانند خلق اثری توسط شما می باشد ( خواه بصورت سیاه مشق و خواه بصورت خود اثر) برای آنچه انجام می دهید ارزش قائل باشید و در ثبت آن بکوشید .
در آخر اینکه :
با پیروی از این قوانین و روش ها ، نه تنها به دیگران شانس تجربه کردن طبیعت دست نخورده و بکر را می دهید بلکه می توانید مطمئن باشید که همیشه طبیعتی زیبا برای لذت بردن از آن در اختیار دارید .

ترجمه : حسین لامعی
این مطلب برگرفته شده از وبلاگ باشگاه دماوند میباشد .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/24ساعت 12:50  توسط آموزگار (آیریا)  | 

نوری خیره كننده و صدایی مهیب و كوبنده ! ؛ معمولا اینها تنها شاخصه هایی هستند كه ما از آذرخش (صاعقه) می شناسیم .
نامهایی كه ساكنان مناطق مختلف روی این پدیده گذاشته اند نیز اغلب بر گرفته از همین دو ویژگی آذرخش (صاعقه)  است ؛
شیرازی ها می گویند " غّره تراق "، تهرانی ها "رعد و برق " ، افغانی ها "تانا " و اروپاییان " تندر" صدایش می كنند .


آذرخش (صاعقه)  چیست ؟
وقتی بار الكتریكی انباشته شده در ابرها تخلیه شده و به صورت یك قوس الكتریكی به زمین برخورد كند ؛ آذرخش (صاعقه)  اتفاق می افتد.
توضیح : در آسمان و بین خود ابرها نیز قوس های الكتریكی ایجاد می شود اما این نوع از آذرخش (صاعقه)  بیشتر مورد توجه صنایع و ورزشها هوایی است و در كوهنوردی اهمیت خاصی ندارد.


آذرخش (صاعقه) چگونه رخ می دهد؟
هنگام توفان یا حركت بادهای بزرگ ، بار الكتریكی زیادی در ابرها ذخیره می شود و به اصطلاح ابرها باردار می شوند. بدین ترتیب ابر تبدیل به یك منبع انرژی بسیار عظیم می شود كه بر فراز آسمان در حركت است . این ذخیره انرژی آنقدر ادامه پیدا می كند تا ابر از انرژی الكتریكی اشباع شده و در اولین فرصت ممكن ، انرژی خود را تخلیه می كند . معمولا بهترین محل برای این تخلیه زمین است زیرا زمین آنقدر بزرگ است كه هرگز از الكتریسیته اشباع نمی شود . بنابراین ابر ابتدا هوای اطراف خود را با " یونیزه " كردن مستعد عبور جریان برق كرده ، سپس انرژی خود را از میان هوای یونیزه شده عبور داده و در زمین تخلیه می كند. اما مقدار انرژی تخلیه شده ، سرعت تخلیه و اثرات آن چقدر است؟
آذرخش (صاعقه)  یكی از قدرتمندترین ، خطرناكترین و عجیب ترین پدیده های طبیعی است . پدیده ای با میلیاردها " وات " انرژی و اثراتی متعدد و باورنكردنی مانند تولید هزاران درجه حرارت ، تولید گازهای مسموم ، ایجاد امواج نیرومند و ...


آذرخش (صاعقه)  چه مشخصاتی دارد ؟
آذرخش (صاعقه)  ویژگی های منحصر به فردی دارد كه آنها را در هیچ رخداد طبیعی دیگری نمی توان یافت . ویژگی هایی كه عمدتا از الكتریسیته خاص آذرخش (صاعقه)  نشات می گیرند .
مهمترین این ویژگیها عبارتند از : ولتاژ آذرخش (صاعقه)  ، جریان ، قدرت  ، سرعت و دفعات تكرار آذرخش (صاعقه)


ولتاژ آذرخش (صاعقه)
ولتاژ آذرخش (صاعقه)  معمولا بین 10 تا 20 میلیون ولت در نوسان است و بعضا تا 100.000.000 ولت هم افزایش پیدا می كند .
بزرگی این رقم را وقتی بهتر درك می كنید كه آن را با برق شهر ( 220 ولت ) مقایسه كنید . به عبارت دیگر ولتاژ آذرخش (صاعقه)  آنقدر زیاد است كه می تواند بر مقاوت بسیار زیاد " هوا " در برابر عبور جریان برق ، غلبه كرده و از آن بگذرد !


جریان آذرخش (صاعقه)
این جریان در حدود 10.000 آمپر شدت دارد . اما این مقدار همیشگی نیست و گاه تا 200 هزار آمپر هم می رسد ( كنتور منزل شما حداكثر 25 آمپر را از خود عبور می دهد. )


قدرت آذرخش (صاعقه)
با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت كه آذرخش (صاعقه)  به طور معمول حدود 100 میلیارد وات(!) انرژی تولید می كند و می تواند این مقدار را تا 16000 میلیارد وات (!) نیز بالا ببرد . نیرویی كه در هیچ كجای دیگر یافت نمی شود


سرعت آذرخش (صاعقه)
آذرخش (صاعقه)  با تمام نیروی عظیمش تنها در یك لحظه خود را از ابرهای آسمانی به زمین می رساند . اما زمان دقیق این لحظه چقدر است ؟
مشاهدات و محاسبات دقیق سازمان فضایی آمریكا ( ناسا ) نشان می دهد كه تخلیه الكتریكی ابرها معمولا در مدت زمانی كمتر از چند صدم تا چند هزارم ثانیه رخ می دهند . آذرخش (صاعقه)  گاه می تواند تا 40 هزار كیلومتر در ثانیه سرعت بگیرد ! یعنی می تواند در یك ثانیه 20 بار مسیر رفت و برگشت تهران - مشهد را طی كند.


دفعات تكرار آذرخش (صاعقه)  در یك محدوده مشخص
وقتی در منطقه ای آذرخش (صاعقه) روی می دهد ، این احتمال هست كه آذرخش (صاعقه)  چندین بار دیگر نیز به آن حوالی برخورد كند اما نمی توان تعداد دقیق آن را تعیین كرد.
با این وجود می توان گفت در مناطق كویری و كوهستانهای مرتفع ، احتمال برخورد پی در پی آذرخش (صاعقه)  بیش از دیگر مناطق است. همچنین برخی از نقاط كره زمین ، آذرخش (صاعقه)  خیز تر از جاهای دیگر هستند ؛
امروزه ماهواره های هواشناسی با عكس برداری های دقیق و مداوم از تمام كره زمین ، دفعات بروز آذرخش (صاعقه)  را در نواحی مختلف شمارش می كنند . این شمارش نشان می دهد كه مناطق قطبی با میانگین 3 بار آذرخش (صاعقه)  در ساعت ، كمترین و رشته كوه آلپ با 1000 صاعقه در ساعت ، بیشترین آمار بروز آذرخش (صاعقه)  را دارد .
مناطق هیمالیایی هم از جمله سرزمین های آذرخش (صاعقه)  خیز جهان محسوب می شوند. همچنین كوههای "البرز" در ایران و كوههای "هندوكش" در افغانستان نیز از مناطق پر آذرخش (صاعقه)  جهان هستند.
از دیگر ویژگی آذرخش (صاعقه)  ، زاینده بودن آن است ؛ به این معنی كه آذرخش (صاعقه)  می تواند نور ، صدا ، حرارت و ... تولید كند و همه اینها تاثیرات چشم گیری بر محیط اطراف خود دارند.

آذرخش (صاعقه)  به غیر از نور و صدا چه چیزهای دیگری تولید می كند ؟
آذرخش (صاعقه)  علاوه بر پیامدهای مشهودی چون نور و صدا ، بسیاری تولیدات دیگر نیز دارد كه برخی از آنها خطرناك و بعضی دیگر تنها پدیدههایی جالب توجه و عجیب اند .
از جمله تولیدات آذرخش (صاعقه) می توان ؛ حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز ، برق زمینی ( ولتاژ گام ) ، خلاء و ... را نام برد.

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار حرارت تولید می كند ؟
عبور جریان برق از هر جسمی حرارت تولید می كند ، حال هرچه مقدار جریان برق و مقاومت آن جسم در برابر عبور جریان برق بیشتر باشد ، حرارت تولید شده هم بیشتر است .
آذرخش (صاعقه)  نیز هنگام شكافتن هوا و پس از آن ، هنگام برخورد با زمین حرارت تولید می كند كه با توجه به جریان هزاران آمپری آذرخش (صاعقه)  ، مقدار این گرما بسیار زیاد است ؛ آذرخش (صاعقه)  در زمان برخورد با زمین 200.000 درجه سانتی گراد گرما تولید می كند . این مقدار حرارت می تواند یك آجر نسوز را ذوب كند !
البته این رقم همیشه یكسان نیست و با توجه به جنس خاك ، میزان رطوبت آن و سایر عواملی كه مقاومت زمین را در برابر جریان برق ، كم یا زیاد می كند متفاوت است .
در نظر داشته باشید كه زمین در برابر جریان عادی برق بسیار مقاوم و كاملا عایق (نارسانا) است و تنها جریانهای فوق العاده زیادی مانند آذرخش (صاعقه)  می توانند از زمین عبور كنند.
حرارت حاصل از آذرخش (صاعقه)  می تواند انسانی را در یك لحظه به ذغال تبدیل كند یا مشتی از خاك را با ذوب كردن به سنگ تبدیل كند و یا درخت تنومندی را به آتش بكشد .

آذرخش (صاعقه)  چگونه و چه مقدار نور تولید می كند ؟
همانطور كه گفته شد صاعقه یك قوس الكتریكی یا به عبارت دیگر یك جرقه بسیار بزرگ است و با شكافتن ملكولهای هوا نور تولید می كند . نوری كه صاعقه تولید می كند از فاصله 100 كیلومتری قابل رؤیت است. این نور می تواند تا شعاع چند كیلومتری اطراف خود را روشن كرده و كسانی را كه از نزدیك آن را ببینند به طور موقت یا دائم كور كند.

صدای آذرخش (صاعقه)
صدا از پیامدهای همیشگی آذرخش (صاعقه)  است . این صدا بر اثر شكافته شدن هوا ایجاد می شود و در حقیقت صدای انفجار ناشی از برخورد صاعقه است .
صدای آذرخش (صاعقه)  همیشه چند ثانیه پس از دیده شدن برق آن به گوش می رسد ؛ علت این مساله بیشر بودن سرعت نور به نسبت سرعت صوت است . یعنی هر چند صدا و نور صاعقه همزمان تولید می شوند اما ما اول نور صاعقه ( برق ) را می بینیم ، بعد صدای آن ( رعد ) را می شنویم.
سرعت نور : 360 هزار كیلومتر در ثانیه و سرعت صوت ۳۳۰ هزار کیلومتر در ثانیه است .

موج ناشی از صدای آذرخش (صاعقه)
همانطور كه گفته شد آذرخش (صاعقه)  را می توان نوعی انفجار نیز محسوب كرد ، خصوصا وقتی به زمین برخورد می كند. بنابراین آذرخش (صاعقه)  هم موج انفجار تولید می كند ، موجی كه گاه می تواند انسانی را به هوا پرتاب كند.

آذرخش (صاعقه)  ، گاز تولید می كند
شاید یكی از عجیب ترین پیامدهای آذرخش (صاعقه)  ، تولید گاز باشد و بیشتر تعجب می كنید وقتی كه بدانید این گاز " اوزون " است . همان گازی كه با قرار گرفتن در لایه های بالایی جو ، سدی در برابر تشعشعات زیانبار كیهانی ایجاد می كند.
"
اوزون" در حقیقت همان اكسیژن است ولی به جای 2 اتم ، دارای 3 اتم اكسیژن است
مولكول اكسیژن به علت مشكلات پیوندی نمی تواند به راحتی به صورت 3 اتمی در آید و به همین دلیل مقدار گاز اوزون در طبیعت بسیار محدود است اما صاعقه این كار را به زور و اجبار انجام می دهد و اتم های اكسیژن را سه به سه به هم پیوند می زند و " اوزون " تولید میكند .
اوزون بر خلاف اكسیژن یك گاز سمی است و تنفس آن می تواند خطرناك باشد.

برق زمینی (ولتاژ گام)
برق زمینی یا " ولتاژ گام " یكی دیگر از عواقب خطرناك آذرخش (صاعقه)  است ؛ برق زمینی ، جریانی است كه پس از وقوع صاعقه ، برای لحظاتی در زمین باقی می ماند تا جذب زمین شده یا تبدیل به گرما شود.
ولتاژ گام در زمین حركت می كند اما مسیر حركت مشخصی ندارد . معمولا قسمت عمده برق زمینی در اعماق فرو می رود اما اگر سطح زمین مرطوب ، دارای بستر سنگی یا پوشید از خاك مناسب یا علفزار باشد ، ترجیح می دهد كه روی سطح زمین و در جهات مختلف ، حركت كند .
این پدیده را ولتاژ گام می نامند زیرا با وارد كردن برق از راه گامهای شخص ( پاهای او ) ، باعث برق گرفتگی او می شود.
ولتاژ گام تا شعاع چندین متر در اطراف محل اصابت آذرخش (صاعقه)  پراكنده شده و اشخاصی كه در مسیر حركت او قرار گرفته باشند را دچار برق گرفتگی می كند.
اینكه ولتاژ گام دقیقا چقدر برد دارد قابل محاسبه نیست و به میزان رسانایی خاك آن محل ( موارد ذكر شده در بالا) بستگی دارد ولی به ندرت دیده شده برق زمینی بیشتر از 100 متر در سطح زمین پیش برود.
ولتاژ گام مختص آذرخش (صاعقه)  نیست و در حوادث صنعت برق مانند افتادن كابل های فشار قوی برق بر روی زمین نیز ایجاد می شود . البته به طور حتم ولتاژ گام ناشی از صاعقه بسیار قوی تر است.

آذرخش (صاعقه)  چه خطراتی دارد و باعث چه آسیبهایی می شود؟
تا اینجا دانستید كه آذرخش (صاعقه)  دارای یك جریان قدرتمند برق است . همچنین آذرخش (صاعقه) ، حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز و برق زمینی تولی می كند و باید بدانید كه همه این تولیدات آذرخش (صاعقه)  می توانند خطرناك و بعضا مرگ آفرین باشند.
ابتدا ببینیم این پدیده چه آسیبها و صدماتی را ایجاد می كند ، بعد از آن راههای مقابله با ص آذرخش (صاعقه)  را خواهید خواند ، سپس چگونگی كمك رسانی به یك مصدوم صاعقه زده را می آموزید .
عمده صدماتی كه به وسیله صاعقه ایجاد می شود عبارتند از : سوختگی ، مشكلات تنفسی ، ایست قلبی ، ضایعات چشمی ، نا شنوایی ، مشكلات مغزی ، شوك ، خونریزی داخلی ، آسیب به دستگاه عصبی ، شكستگی و ضایعات استخوانی
صدمات ناشی از صاعقه را می توان به 3 دسته كلی تقسیم كرد ؛
گروه اول ، صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه)  با شخص
گروه دوم ، صدمات ناشی از ولتاژ گام
گروه سوم ، صدمات ناشی از عوارض جانبی آذرخش (صاعقه)  ( مانند حرارت جانبی ، نور ، صدا ، موج و گاز )صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص
برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه)  با شخص ، خطرناك ترین حالت ممكن است. خطر وقتی بیشتر می شود كه آذرخش (صاعقه)  از نزدیكی "قلب" یا از "سر" وارد بدن شود.
با اصابت آذرخش (صاعقه)  به شخص ، ممكن است صدمات زیر در بدن وی ایجاد شود:

1.  ضربه مغزی :
كمتر پیش می آید كه آذرخش (صاعقه)  باعث ضربه مغزی شود . معمولا این اتفاق زمانی می افتد كه آذرخش (صاعقه)  به "سر" مصدوم برخورد كند و این نوع برخورد ، به ندرت روی می دهد اما در چنین حالتی احتمال مرگ بسیار زیاد است و احتمالا مصدوم در همان ساعات اولیه خواهد مرد. البته در مواردی هم شدت عارضه كمتر بوده و به صدمات مغزی خفیف تری میانجامد ، هرچند این صدمات نیز می توانند بسیار جدی باشند و منجر به عواقبی چون فلج دائم و ... شوند.

2.  ایست قلبی :
این اتفاقی است كه برای بیشتر صاعقه زده ها رخ می دهد . آذرخش (صاعقه)  می تواند با عبور دادن جریان برق از قلب یا با وارد كردن ضربه و شوك قوی به آن ، باعث توقف تپش قلب شود.

3. سوختگی :
تقریبا در تمام برخورد های مستقیم ، درصدی از سوختگی دیده می شود. سوختگی ناشی از برخورد مستقیم صاعقه می تواند بسیار شدید و عمیق باشد یا بسیار خفیف و سطحی ؛ و این از عجایب آذرخش (صاعقه)  است ؛
گاه پیش می آید كه برخورد آذرخش (صاعقه)  ، شخص را به تكه ای گوشت سوخته و سیاه رنگ تبدیل می كند و او را در دم می كشد اما درصد كمی از آذرخش (صاعقه)  زده ها دچار چنین سرنوشتی می شوند . در بیشتر موارد آذرخش (صاعقه)  از قسمتی از بدن وارد و از قسمتی دیگر خارج می شود و در طول مسیر عبور خود تمام بافتها را از درون می سوزاند ، در این میان هرچه اعضای سوخته شده مهمتر باشند خطر بیشتر است.
اما مواردی هم پیش می آید كه آذرخش (صاعقه)  به دلیل سرعت زیادش تنها از سطح بدن عبور می كند و جز یك سوختگی سطحی ، اثر دیگری از خود بر جای نمی گذارد !

4. خونریزی داخلی :
عبور جریان قوی برق از بافتهای درونی بدن ، علت اصلی خونریزی داخلی ناشی از آذرخش (صاعقه)  است و می توان گفت شمار زیادی از آذرخش (صاعقه)  زده ها دچار این جراحت می شوند.

5.  شوك :
تمامی كسانی كه صاعقه با آنها برخورد كرده دچار برق گرفتگی می شوند. كمترین اثر برق گرفتگی با چنین ولتاژی یك شوك شدید است كه در صورت معالجه نشدن منجر به بی هوشی ، كما و حتی مرگ می شود.

6.  آسیب به دستگاه عصبی :
از دیگر عوارض برق گرفتگی با ولتاژ بالا ، صدمه دیدن دستگاه عصبی است.
اگر این آسیب در نخاع باشد می تواند منجر به فلج كامل یا فلج اندام تحتانی شود و اگر اعصاب سایر نقاط بدن لطمه ببیند عوارض مختلفی منجمله بی حسی در اندامها را به دنبال خواهد داشت.

 7. مشكلات تنفسی :
آسیب دیدن بصل النخاع كه كنترل دستگاه تنفسی را بر عهده دارد ، ضایعه ای است كه باعث برهم خوردن نظم تنفس و حتی خفگی می شود. همچنین صدمه دیدن "ریه" می تواند باعث عفونت یا سایر مشكلات ریوی در آینده شود.

 8.  ضایعات در چشم و گوش :
حرارت و ضربه ناشی از آذرخش (صاعقه)  می تواند باعث پاره شدن پرده صماخ گوش و لطمه خوردن مویرگها و مردمك چشم شود كه اثر آن كری و كوری موقت یا دائم خواهد بود.

صدمات ناشی از ولتاژ گام
صدمات ولتاژ گام به صدمات ناشی از برق گرفتگی شدید محدود می شود .
بیشتر عوارض فوق را می توان در لیست صدمات ولتاژ گام قرار داد اما ولتاژ گام قدرت كمتری دارد و دارای عوارضی چون نور و موج انفجار هم نیست بنابراین جراحات خفیف تری ایجاد می كند؛ مثلا سوختگی های ناشی از ولتاژ گام با وجود عمقی و خطرناك بودن ، به سطح نمی رسد و ضربه مغزی نیز در زمره صدمات ولتاژ گام قرار نمی گیرد. افت فشار و كرختی و بی حسی شدید دست و پا از دیگر عوارض ولتاژ گام است.

فرستاده شده توسط آقای فریبرز روزبهانی

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 20:22  توسط آموزگار (آیریا)  | 

خبرگزاری دانشجویان ایران

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۰ دی ۱٣٨۵ -  ٣۱ دسامبر ۲۰۰۶

در حالیکه بر اساس مصوبه استان مازندران دولت مقرر شده است در جهت تسریع در اجرای بهسازی و تکمیل جاده نور ـ چمستان ـ آمل و عملیات احداث راه اصلی بلده ـ گرمابدر به لواسان اقدام شود، مدیرکل سابق محیط زیست استان تهران از این جاده به عنوان یکی از دلخراش‌ترین فاجعه‌های زیست‌محیطی کشور یاد می کند ...

در حالیکه بر اساس مصوبه استان مازندران دولت مقرر شده است در جهت تسریع در اجرای بهسازی و تکمیل جاده نور ـ چمستان ـ آمل و عملیات احداث راه اصلی بلده ـ گرمابدر به لواسان اقدام شود، مدیرکل سابق محیط زیست استان تهران از این جاده به عنوان یکی از دلخراش‌ترین فاجعه‌های زیست‌محیطی کشور یاد کرد و گفت: به طور قطع و یقین هیچیک از ارزیابان متعهد و متخصصین کشور نمی‌توانند توجیهات حتی نیمه مستدل و مثبتی را بر این پروژه ارایه کنند.
به گفته کارشناسان، این جاده که از وسط منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی عبور می‌کند با عبور از پارک ملی لار و رودخانه حفاظت‌شده لار یکی از اکوسیستم‌های بسیار حساس کشور را تخریب خواهد کرد. از سوی دیگر معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست نیز ضمن اعلام مخالفت با احداث جاده از داخل پارک ملی لار گفته است: تعرضات از سوی برخی دستگاه‌های دولتی و غیردولتی به مناطق تحت حفاظت سازمان بسیار زیاد و وحشتناک است و در صورت ادامه روند فعلی مجبوریم نام برخی مناطق را از فهرست حفاظت حذف کنیم!
در حالی که بسیاری از کارشناسان تاکید می‌کنند که احداث جاده از داخل پارک ملی لار خسارت سنگین و غیرقابل جبرانی به منطقه وارد می‌کند، رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز گفته است که ردشدن جاده از داخل پارک ملی لار هیچ ضرورتی ندارد.
 
مدیرکل سابق محیط زیست استان تهران:
یکی از دلخراش‌ترین فاجعه‌های زیست‌محیطی کشور با احداث جاده لار به وقوع می‌پیوندد
دکتر محمد حسن پیراسته، کارشناس محیط زیست و مدیرکل سابق محیط زیست استان تهران در این خصوص به ایسنا گفت: در گذشته نیز چند بار موضوع احداث جاده داخل پارک ملی لار غیرقابل توجیه از مناطق یونیک و صعب‌العبور مطرح بوده که هر بار ضمن تحلیل منطقی آثار زیانبار پروژه و تبعات منفی حاصل از احداث چنین مسیری مسوولان مجاب شدند. ولی به قرار اطلاع موضوع با رویکردی جدید و بدون توجه به جنبه‌های زیست‌محیطی و کارشناسی پروژه مورد بررسی و تصویب قرار گرفته است.
وی تصریح کرد: احداث این جاده به عنوان یکی از دلخراش‌ترین فاجعه‌های زیست‌محیطی کشور خواهد بود.
این کارشناس محیط زیست افزود: این پروژه فاقد گزارش ارزیابی زیست‌محیطی است و به طور قطع و یقین هیچیک از ارزیابان متعهد و متخصصین کشور نمی‌توانند توجیهات حتی نیمه مستدل و مثبتی را بر این پروژه ارایه کنند.
وی گفت: با احداث این جاده تنها منبع آب پاک شرب تهران که نقش بسیار اساسی هم اکنون بر رقیق‌سازی آلودگی آب سد لتیان جهت انجام تصفیه و هدایت به شهر تهران دارد از چرخه سلامت خارج خواهد شد، و این در حالیست که مصوبه شورای عالی امنیت ملی و دادستانی کل کشور، سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر ارگان‌های مرتبط را ملزم به اعمال مقررات و دستورالعمل‌های حاکم بر حفظ سلامت آب شرب سد لتیان کرده است که با این تعبیر این مسوولیت نیز لوث خواهد شد.
پیراسته خاطرنشان کرد: این جاده هیچگونه تویجه اقتصادی نداشته و در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل در طول یکسال بدون تردید بین ۴ تا ۶ ماه به جهت بارش برف و ریزش‌های آسمانی بسته خواهد بود و البته شیب‌های تند مسیر نیز بروز رانش و تخریب و فرسایش منطقه را تشدید خواهد کرد.
وی با اشاره به این که احداث این جاده پارک ملی لار را که اثر طبیعی ملی قله سرافراز دماوند را نیز در آغوش دارد به طور کامل نابود خواهد کرد تاکید کرد: بدین ترتیب یکی از مهمترین و غنی‌ترین میراث‌های طبیعی کشور فنا خواهد شد و از حفاظت و مدیریت منطقه را سخت و دشوار خواهد کرد.
این کارشناس محیط زیست به ایسنا گفت: هم اینک منطقه لواسانات و بویژه محور اوشان ـ فشم از ناامنی و تهدید حتمی ترافیک رنج می‌برد و به جهت کوهستانی بودن و رانشی بودن مسیر و شیب‌های تند فعلا تدبیری برای حل معضل میسر و متصور نیست که با احداث این پروژه مخرب و غیرقابل توجیه و بارگذاری‌های غیرقابل تحمل محیطی بر این محور تنها باید شاهد خسران‌های روحی جسمی و اقتصادی تفرجگری ناشی از این پروژه باشیم.
مدیرکل سابق محیط زیست استان تهران در پایان تصریح کرد: مسلما احداث چنین جاده‌ای مترادف با رونق اقتصادی بیشتر اراضی همجوار در مسیر خواهد بود که خود باعث تغییر سیمای طبیعی و جاذب کنونی و زوال تدریجی این منابع حیاتی و تهدید بانک ژنی فون و فلور منطقه کوهستانی لار خواهد شد.
 
سرپرست معاونت محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست:
احداث جاده در داخل پارک ملی لار نیازمند تایید گزارش ارزیابی زیست‌محیطی است
دکتر اصیلیان، سرپرست معاونت محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست نیز با اشاره به این که تسریع در اجرای بهسازی و تکمیل جاده نور ـ چمستان ـ آمل و عملیات احداث راه اصلی بلده ـ گرمابدر جزو مصوبات استانی دولت در مازندران بوده است، گفت: بر اساس قانون باید تمام نکات زیست‌محیطی در این پروژه مورد توجه قرار گرفته و ارزیابی‌های لازم انجام شود و در صورت تایید گزارش، اجازه احداث جاده داده می‌شود.
وی با تاکید بر این که پارک‌های ملی از بالاترین درجه حفاظتی برخوردارند و برخی از آنها مورد توجه مجامع بین‌المللی بوده و باید حفاظت شوند، خاطرنشان کرد: برای هرگونه اقدام در پارک ملی باید تمام جوانب در نظر گرفته شود.
سرپرست معاونت محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این که اگر هیچ گزینه دیگری برای احداث جاده وجود نداشته باشد، باید مطالعات کارشناسی دقیق انجام شده و اگر صلاح باشد جاده احداث می‌شود، تاکید کرد: اگر ببینیم احداث جاده صلاح نیست، اعلام می‌کنیم.
اصیلیان با اشاره به اینکه مجری نباید هیچگونه عملیات عمرانی پیش از ارزیابی انجام دهد تاکید کرد: هنوز در این خصوص گزارشی به سازمان محیط زیست ارسال نشده است.
وی با اشاره به جلسه هفته گذشته با مدیرکل محیط زیست مازندران گفت: در این جلسه همچنین مصوبات تصویبی در مازندران مورد بررسی قرار گرفت.
سرپرست معاونت محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: بر این اساس مقرر شد در خصوص احداث پالایشگاه در منطقه جویبار و پتروشیمی در قائم‌شهر مطالعات ارزیابی و مکانیابی لازم انجام شود که در صورت تایید گزارش ارزیابی اجازه احداث آنها داده می‌شود.
 
معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست:
به هیچ عنوان موافق احداث جاده از داخل پارک ملی لار نیستیم
دکتر دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در این خصوص در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه اگر در خصوص احداث جاده‌ی داخل پارک ملی لار از سازمان استعلام شود، بر مبنای موارد قانونی اقدام می‌کنیم، تاکید می‌کند: احداث جاده‌هایی از این دست که از داخل پارک‌های ملی عبور می‌کنند خلاف قواعد ملی و جهانی است و به هیچ عنوان موافق احداث جاده از داخل پارک ملی لار نیستیم.
وی با تاکید بر اینکه ما مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست را با چنگ و دندان حفظ کرده‌ایم، خاطرنشان می‌کند: تعرضات تعدادی از دستگاه‌های دولتی و غیردولتی به مناطق تحت حفاظت سازمان بسیار زیاد و وحشتناک است و این در حالیست که شمار نیرو‌های حفاظتی ما محدود است.
معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: در صورت ادامه این روند مجبوریم درجه حفاظتی برخی از مناطق را کاهش دهیم و یا نام آنها را از فهرست مناطق حفاظت شده حذف کنیم.
وی به برخی تعرضات عمده به مناطق تحت حفاظت محیط زیست اشاره کرد و گفت: به عنوان مثال تنها بخش کوچکی از پارک ملی «سرخه‌حصار» در اختیار سازمان محیط زیست است و دستگاه‌های مختلفی در آنجا ادعای مالکیت داشته و فعالیت می‌کنند، از سوی دیگر در بخش عمده‌ای از این پارک ملی ساخت‌وساز شده و احداث جاده‌های مختلف، خطوط لوله و ... نیز از دیگر تعرضات به این پارک ملی است.
معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست تاکید می‌کند: حفاظت از مناطق ۴ گانه تنها وظیفه سازمان محیط زیست نیست و یک عزم ملی و فرابخشی در این زمینه نیاز است که این عزم ملی هم اکنون وجود ندارد.
 
رییس سازمان حفاظت محیط زیست:
ردشدن جاده از داخل پارک ملی لار هیچ ضرورتی ندارد
دکتر فاطمه واعظ جوادی، معاون رییس‌جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در خصوص مصوبه اخیر دولت در استان مازندران گفت: قرار نبوده از داخل پارک ملی لار جاده عبور کند و مصوبه اخیر به معنای اقدام بدون مطالعه نبوده است.
وی افزود: بحث اصلی این بود که مطالعه‌ای انجام و مسیر و راهکارها مشخص شود.
رییس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به ارسال نامه برای رییس‌جمهوری مبنی بر حفاظت شده بودن پارک ملی لار به ایسنا گفت: در جلسه اخیر هیأت دولت مقرر شده کلیه هزینه‌های جاده‌سازی در منطقه لار بر تعریض و بهسازی جاده هراز گذاشته شود؛ چراکه جاده هراز مستقیما به داخل استان منتهی می‌شود و این درحالیست که لار در ارتفاع ۴ هزار متری قرار دارد.
 
مدیر کل محیط زیست استان تهران:
احداث جاده از داخل پارک ملی لار خسارت سنگین و غیرقابل جبرانی به منطقه وارد می‌کند
مهندس بزرگیان، مدیر کل محیط زیست استان تهران نیز با تاکید بر این که اگر جاده داخل پارک ملی لار احداث شود، خسارت سنگین و غیرقابل جبرانی به این منطقه وارد می‌شود، به ایسنا گفت: پارک ملی لار بهترین منطقه به لحاظ ارزش گردشگری و مهم‌ترین منطقه تامین آب شرب تهران است که درصورت احداث جاده در داخل آن به هر دوی آنها آسیب وارد می‌شود.
وی با تاکید بر این که معلوم نیست جاده را به چه قیمتی قرار است احداث کنند، افزود: آیا احداث یک جاده ارزش از بین رفتن فرصت گردشگری و ایجاد آلودگی در منابع آب شرب تهران را دارد؟
مدیر کل محیط زیست استان تهران با اشاره به اینکه جاده‌های کنونی می‌تواند شهرستان نور را سرویس‌دهی کند، می‌گوید: پارک ملی لار به لحاظ تامین آب شرب تهران و ارزش اکولوژیکی از حساسیت بالایی برخودار است.
وی با اشاره به اینکه قزل آلای رنگین کمان را در ایران تنها در دریاچه سد لار داریم تاکید می‌کند: این گونه جانوری یکی از گونه‌های نادر و با ارزش جهان است.
گفتنی است پارک ملی لار در دامنه جنوبی مرتفع‌ترین نقطه ایران در رشته کوههای البرز، با مساحت ٣۱ هزار هکتار در ۷۰ کیلومتری شمال شرقی شهر تهران قرار دارد.
این پارک ملی در سال ۱٣۵۴ با وسعت ۷٣ هزار و ۵۰۰ هکتار با عنوان «پارک ملی» تحت حفاظت قرار گرفت و از سال ۱٣۶۱ تا سال ۱٣٨۱ طبق مصوبه شورایعالی حفاظت محیط زیست به عنوان منطقه حفاظت شده و از آن تاریخ تا کنون به عنوان پارک ملی اداره می‌شود.
ارتفاعات بلند و زیستگاههای امن در دو سوی دره زیبای لار بر عظمت این منطقه افزوده و چشم‌اندازها، چشمه‌سارها و رودخانه‌های پرآب همه نشانی از استواری و جذابیت این منطقه پرطراوت دارد.
پوشش گیاهی منطقه اکثرا مرتعی است و از انواع گندمیان پایا، بوته‌زارها و پوششهای آلپی تشکیل شده و در نقاط مرتفع، گونه ارس که در برخی مناطق از تراکم نبستا خوبی برخوردار است، گسترش دارد.
گونه‌های مهم گیاهی منطقه را انواع گیاهان دارویی، صنعتی و غذایی مانند قارچ، کاسنی، باریجه، آویشن، موسیر، پیازک، والک، کنگر، گزل، گلپر، چای کوهی، کما، گل گاو زبان، اسپند، شیرین بیان، چوبک، بارهنگ، شنگ و شقایق وحشی تشکیل می‌دهند.
گونه‌های جانوری منطقه متشکل از پستاندارانی نظیر کل و بز، قوچ و میش البرز مرکزی، خرس قهوه‌ای، پلنگ، گرگ، روباه، گراز و گربه وحشی هستند. از جامعه پرندگان، انواع پرندگان بومی و مهاجر نظیر کبک، عقاب، دلیجه، کبک دری، سارگپه و درنا دراین منطقه حضور دارند.
خزندگان و دوزیستان موجود در این منطقه را جانورانی مانند افعی دماوندی، افعی البرزی، مارمولک، بزمجه، لاک پشت و قورباغه تشکیل می‌دهند. از آبزیان بارز منطقه، ماهی قزل‌آلای خال قرمز را می‌توان نام برد.
این منطقه دارای ویژگیهای خاص و جوامع غنی گیاهی و جانوری است و وجود ماهی قزل‌آلای خال قرمز که از نادرترین گونه‌های آبزی جهان می‌باشد، اهمیت این مجموعه را دو چندان کرده است.
حوزه آبخیز لار افزون بر تامین قسمتی از آب آشامیدنی تهران بزرگ، می‌تواند نقش اقتصادی مهمی را به عنوان تفرجگاهی جذاب، مرکز دامپروری در حد ظرفیت، ذخائر دست نخورده طبیعی، چشمه‌های آب معدنی و اندوخته‌های اکولوژیکی ایفا کند.
پارک ملی لار با دارا بودن اکوسیستمهای متنوعی اعم از آبی و خشکی علاوه بر تنوع زیستگاهی، می‌تواند سالانه جمعیت زیادی از علاقه‌مندان طبیعت را جهت کوهنوردی، ماهیگیری، پیک‌نیک و کمپ پینگ به خود جلب کند.
جاده‌های ارتباطی متعدد در منطقه، تغییر کاربری اراضی و چرای بی‌رویه از جمله عوامل اصلی تهدید و تخریب این پارک ملی است.

فرستاده شده توسط آقای فریبرز روزبهانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/20ساعت 20:11  توسط آموزگار (آیریا)  | 

حركت اجسامی به شكل روان بر روی شیب های تند را بهمن گویند . بهمن یكی از پرخطرترین حوادث موجود در كوهنوردی است . بهمن می تواند به وسیله برف ، خاك ، سنگ و ... به وقوع بپیوندد .

 

اولین و بزرگترین بهمن در پرو :

 

در 10 ژانویه سال 1962 زلزله ای كه در منطقه كناری قله ی 6400 متری « هو آسكاران شمالی » آمد باعث شد بهمنی مهیب با سرعتی معادل kmh 58  شانزده كیلومتر را بپیماید و 4000 نفر را به كام مرگ بكشاند .

در اوایل ماه می  1970 در همان منطقه بهمنی به دلیل زلزله دیگر اتفاق افتاد تا 20000 كشته بگیرد وبه  « یونگی » معروف شود .

 

اوایل مارس 1910  اولین بهمن ثبت شده در تاریخ آمریكا به وقوع پیوست . در این بهمن دو قطار مسافربری دچار سانحه شدند این حادثه در حوالی كوههای « كاسكیر » اتفاق افتاد .

 

انواع بهمن : 

 

۱-بهمن پودری      خطرناک ترین نوع بهمن

۲-بهمن تخته ای

۳-بهمن آبکی

 

 علل بهمن :

 

1-       پر شیب بودن منطقه عبور . (+35 درجه)

2-       بارش تازه برف بر روی لایه های قدیمی .

3-       امواج صدا كه به برف ها بر خورد می كند .

4-       غلطیدن تكه ای از برف بر روی دیگر نقاط .

5-       برش بازوهای بهمن توسط افراد .

 

برای عبور از مناطق بهمن گیر چه باید كرد؟

 

1-       دكمه ها و زیپ های البسه خود را به خوبی  ببندید .

2-       از كلاه كولاك یا دهانه بند استفاده كنید . (دستمال گردن)

3-       به میزان حداقل پنجاه متر نخی با رنگ تیره به خود متصل كنید تا در صورت بر خورد با بهمن دیگران بتوانند شما را به راحتی پیدا كنند . (نخ بهمن)

4-       در هنگام بهمن وسایل سنگین و خطرناك مثل كوله پشتی و كلنگ را از خود جدا كنید .

5-       بر روی بهمن به سمت پایین شنا كنید . (سعی كنید بر روی بهمن بمانید)

6-       اگر در زیر بهمن گرفتار شدید به وسیله دستها راه تنفس خود را باز كنید .

7-       شیئ كوچك را در فضای تنفس خود رها كنید تا حالت قرار گرفتن خود را تشخیص دهید .

8-       بعد از تشخیص جهت به سمت بالا برفها را كنار بزنید .

 

مطلب فرستاده شده توسط آقای فریبرز روزبهانی از گروه همت شمیران

تصویر گرفته شده توسط آقای محمد والی نژاد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 13:9  توسط آموزگار (آیریا)  | 

مقدمه :: اوایل تابستان سال گذشته من در یک همایش که از سوی طراحان حرفه ای  تجهیزات کوهنوردی ترتیب داده شده بود در فرانسه شرکت کردم. در آنجا من از یکی از طراحان پوشاک خواستم تا برایم دقیقاً شرح دهد که چرا ما سردمان می شود؟  من اطلاعاتی در مورد انتقال حرارات از طریق هدایت(conduction)، انتقال(convection)  و تابش(radiation) می دانستم، اما پاسخی که وی داد مرا به شدت به فکر فرو برد. او گفت: "آنچه که همیشه باید به خاطر داشته باشی این است که چیزی به نام سرما وجود خارجی ندارد. فقدان گرما، سرماست."

من بعد از شنیدن این جمله عجیب به مقالات و کتابهای زیادی مراجعه کردم تا بتوانم مفهوم آن را بدرستی بفهمم. آنچه که با شما در میان می گذارم، مجموعه مطالبی است که از این کتابها و مقالات دریافته ام. من در طول زمستان گذشته سعی کردم تا این اطلاعات را محک بزنم و به این نتیجه رسیدم که مقاومت در مقابل سرما و صعود به قله های مرتفع در شرایط سخت علاوه بر داشتن اطلاعات فنی و تجهیزات مناسب احتیاج به یک عامل بسیار مهم دیگری دارد که من آنرا هنر تحمل کردن(Art of Suffering) می نامم. هنر درک این واقعیت که رنج و سختی و خطرات برنامه های زمستانی ناشی از چیست و چگونه می توان برخی را از آنها را کاهش داد و چرا باید برخی را نیز تحمل کرد. هنری که در آن علم و تجربه با هم به ما کمک می کنند. مقاله حاضر اطلاعای از  فیزیک، بیولوژی و تجربیات شخصی من را شامل می شود که مطمئنا خالی از اشکال و ایراد نیست و امیدوارم برای شما مفید باشد. این اطلاعات برای اکثریت کوهنوردان که در زمستان صعود هایی دشوار را اجرا می کنند مفید است. به یاد داشته باشد: "طوفان و سرما به این توجه نمی کنند که شما چقدر ورزیده و کارآزموده هستید."

"The storm doesn't care how experienced you are."

حقایقی  درباره  سرما از فیزیک:: سرما ما را سرد و گرما ما را گرم می کند، درست، اگر قرار بود ما تمام عمرمان  را در یک محیط گرم و نرم باشیم همین سطح از اطلاعات برایمان کافی بود. اما برای کوهنوردی اطلاعات بیشتری نیاز است. برای عموم مردم این موضوع جا افتاده است که اگر در هوای آزاد باشند و احساس سرما کنند و در همان حین باد بوزد آنها احساس سرمای بیشتری را خواهند کرد اما دلیل این موضوع چیزی است که برایشان اهمیت ندارد. اما پاسخ آن برای ما اهمیت زیادی دارد. دلایل علمی که در پشت این مطلب قرار دارد برای ما بسیار راهگشا خواهد بود. ما بدنبال یافتن دلایل علمی لرزییدن، احساس گرما و سرما هستیم. برای ما جزییات اهمیت دارد. هر چقدر که این جزییات را بدانیم احتمال صعود موفق خود را افزایش داده ایم. پس بیا یید با جزییات  شروع کنیم. با اتمها.

حرکت اتمها  :: هر اتمی محتوی انرژی است. اتمها حرکت می کنند و هر چقدر پرانرژی تر باشند با سرعت بیشتری حرکت می کنند. این حرکت با گرما اندازه گیری می شود. پس حرکت سریعتر نشانه گرمای بیشتر است. قانونی هست که می گوید: انرژی همواره بدنبال تعادل یافتن است. اما این تعادل با انتقال انرژی از سطح بالاتر به سطح پایینتر شکل می گیرد.و به عبارت دیگر از گرما به سرما. اتفاقی که می افتد آن است که در هنگام برخورد اتمها به یکدیگر انرژی از اتمهای پر انرژی به اتمهای کم انرژی  منتقل می شود. در این راه بخشی از گرما به اتم های کم انرژی منتقل می شود و به این شکل تعادل برقرار می شود. حالا می توان گفت که گرما وجود انرژی و سرما نبود انرژی است. حرکت اتمها در دمای  C 273.15 یا در 0 درجه کلوین متوقف می شود. دمای بخشهای درونی (Core) بدن ما 37 C و دمای لایه بیرونی آن 34 C است. به علت این اختلاف دما (گرادیان حراراتی)، حرارت هسته بدن به سمت لایه بیرونی منتقل می شود و حرارت (انرژی) از سطح پوست بدن به محیط منتقل می گردد. بسته به نوع پوشش، بخشی این حرارت از لباسها عبور کرده و به اتمسفر وارد می شود. این فرآیند، انتقال حرارت به طریقه هدایت (conduction) نامیده می شود.

تعادل حرارتی:: این انتقال انرژی (هدایت) ادامه دارد تا زمانیکه سطح انرژی در هر دو ماده برابر شود. این فرآیند تعادل حرارتی، نامیده می شود. درک مفهوم آن برای شما بسیار ضروری است، چرا که در کوهستان ادامه حیات شما به آن بستگی دارد. اگر قدری یخ را درکف دستتان قرار دهید فرایند انتقال انرژی آغاز می شود و تا برقراری تعادل حرارتی ادامه خواهد داشت. شما احساس سرما می کنید نه به این خاطر که سرما توسط اتمهای پوستتان جذب شده، بلکه به این دلیل که انرژی اتمهای دست شما به اتمهای یخ منتقل شده است. انتقال انرژی تا زمانی که دمای مولکولهای یخ به34 C برسد و با دمای پوست شما برابر شود ادامه دارد. به این دلیل که میزان انرژی بدن شما بسیار بیشتر از تقاضای  یخ برای رسیدن به 34 C است بدن شما این جنگ را می برد و یخ ذوب می شود. برعکس اگر شما برهنه در یک یخچال طبیعی قرار بگیرید این بدن شماست که بازنده این جنگ خواهد بود. پس ادامه حیات بدن ما بسته به این جنگ ایجاد تعادل حرارتی بین بدن و محیط اطراف است. ما در این جنگ همواره بازنده خواهیم بود اما خوشبختانه این امکان را داریم  تا خودمان را با غذا (انرژی)  و تجهیزات مجهز کنیم و جنگ را ادامه دهیم. زمانی که فرآیند تجهیز به هر دلیل متوقف شود ما قربانی این تعادل حراراتی خواهیم بود.

حقایقی در مورد سرما و بیولوژی بدن :: همانطور که اکثر کوهنوردان می دانند، دمای مناسب برای متابولیسم (سوخت و ساز) بدن 37 C است. این درجه حرارات باید برای انجام منظم فعالیتهای حیاتی در هسته (Core) بدن مانند قلب، شش ها، مغز ثابت باشد. لایه بیرونی این هسته از پوست با ضخامت 1.65 میلیمتر تشکیل شده است. پوست بدن مساحتی حدود 1.8 متر مربع را پوشش می دهد و وظیفه مهم آن که درجه حراراتی حدود 34 C دارد، کاهش انتقال حرارات بخش درونی بدن به اتمسفر است. اولین علائم تغییر درجه حرارت بخش درونی بدن لرزیدن و جمع شدن (پوست مرغی شدن) پوست بدن است.  لرزیدن تلاش بدن برای ایجاد گرما با منبسط و منقبظ کردن عضلات و ایجاد اصطکاک بین آنها  است. و جمع شدن پوست تلاش بدن برای راست شدن موهای سطح پوست و ایجاد یک فضای خالی برای گرم شدن بیشتر است. اگر این کاهش دمای بخشهای درونی بدن ادامه یابد، بدن گردش خون را محدود می سازد تا اتلاف حرارات را از طریق سیستم خون رسانی کاهش دهد. مثل عقب نشینی های  نظامی بدن نیز برای حفظ مغز و مرکز فرماندهی، انگشتان دست و پا و حتی خود دست و پا را قربانی می کند و با کاهش خون رسانی به آنها سعی در حفظ سطح فعالیتهای حیاتی بدن دارد. سرما زدگی عموما در این مرحله اتفاق می افتد.

در این شرایط بدن شما هورمونهای شیمیایی نیز ترشح می کند. تروکسین که باعث افزایش میزان متابولیسم بدن شده و آدرنالین که فشار خون را افزیش می دهد و سرعت تبدیل کلیکوژن به گلوکز و چربیها به اسید های چرب را افزایش می دهد. اگر تمام این کارها فایده ای نداشت و دمای دورن بدنتان 2 C کاهش یافت در این شرایط شما اثرات سرمازدگی را احساس خواهید کرد. سطح هوشیاری شما کاهش یافته، گیج و بیحال خواهید شد. در این شرایط اگر در موقعیت مناسبی قرار نداشته باشید و کمکهای اولیهه مناسب دریافت نکنید احتمال اینکه آسیب بیشتری ببنید وجود دارد. با توجه به کاهش سطح هوشیاری، نقش همنوردان شما در درک علائم اولیه سرمازدگی و نجات شما   بسیار مهم است. اگر کاهش دما همچنان ادامه یابد، عضلات، دست از فعالیت  خواهند کشید و کنترل کننده های حرارت داخلی بدن مثل هیپوتالاموس نیز متوقف می شوند. در این شرایط شانس زنده ماندن شما به حداقل می رسد. با کاهش دمای بخشهای داخلی بدن به میزان 5 C بدن دچار سرمازدگی شدید خواهد شد و بلافاصله مرگ در پی آن به سراغ  فرد می آید. اگر تجهیزات لازم و داروهای مناسب محیا باشد می توان افراد سرمازده ای را که درجه حرارات بدن آنها به کمتر از 15 C  نیز رسیده است نجات داد اما در کوهستان امکان امداد و نجات در این موارد و حتی کمتر از آن عملا غیر ممکن است.

به خدمت گرفتن علم  :: اما این مطالب چه کمکی به ما در کوهنوردی می کند؟  دانستن طریقه انتقال انرژی (گرما به سرما) در سطح مولکولها به ما این امکان را می دهد تا این انتقال حرارت را کاهش داده و سطح دمای بخشهای داخلی بدنمان را حفظ نماییم و بتوانیم زنده بمانیم. برای این منظور باید دیواری بسازیم تا این انتقال انرژی بین بخشهای گرم و محیط سرد اطراف آن کاهش یابد. این امر احتیاج به درک مفهوم عایق بندی کردن بدن با پوشاک(Insulation) و ماکزیمم کردن اثر بخشی دارد.

لایه بندی لباسها (Insulation) :: مهمترین یاور و کمکی که ما در این نبرد داریم، عایق بندی بدن خود با پوشاک مناسب است. نقش پوشاک در اینجا کمک به کاهش انتقال حرارت است که به علت شکل اسفنجی و وجود فضاهای خالی بین بافت آنها انجام می شود. در واقع هوا بهترین عایق برای محافظت بدن در برابر سرماست. فضای خالی بین بافت های لباس باعث کاهش شدت انتقال انرژی از سطح پوست به لایه های بالاتر می شود. در مقابل آب و رطوبت عایق ضعیف تری نسبت به هواست. به همطن دلیل است که پوشاک ضد باد (windproof) از پارچه های بدون منفذ تهیه می شوند.

چگونه بدنمان را عایق بندی نماییم ::  اگر شما یک خانه بودید در این صورت عایق بندی شما با کمی پشم شیشه و ورق های فایبرگلاس، کار سختی نبود اما اینطور نیست. متاسفانه موجود زنده ای هستید که بدنش دائما در حال تنفس است و تنها از گردش در محیط های معمولی راضی نمی شود بلکه نیاز دارد تا در سردترین محیط ها هم به فعالیت بپردازد. عایق بندی مناسب به معنی پوشش بیشتر نیست. عامل راحتی را نیز باید در نظر بگیرید. در واقع در اکثر مواقع فقط چند میلی متر ریز اقلیم (Microclimate) مناسب در کنار پوسستان به شما راحتی مورد نظر را می دهد. دقیقا همان کاری که حیوانات در طبیعت در سرمای شدید به کار می برند. بر این اساس باید به این موضوع توجه اساسی داشته باشید که هوای محبوس شده در بافت های پوشاکتان در واقع بهترین عایق حفظ حرارات بدنتان است. همان عاملی که کمپانی های تولید کننده پارچه نیز در تولید پارچه های مناسب از ان استفاده می کنند. این ریز اقلیم پیرامون بدن به علت جریان هوا (باد) دائما در حال خنک شدن است و به همین دلیل است که پوشاک تولید شده از پارچه های ضد باد مثل Pertex یا Ventile جز ضروری پوشاک کوهنوردان هستند. میزان حراراتی که یک کوهنورد در حین فعالیت تولید می کند برای سنجش میزان ضخامت عایق های وی بسیار مهم است و باید کنترل گردد. يک فرد که فعالیت می کند 1600 درصد از شخصی بدون تحرک انرژی (گرما) تولید می کند. به این دلیل است که می بینیم در اورست کوهنودان می توانند در دمای-15 C   هم به کوهنوردی بپردازند. زمانیکه مفهوم عایق بندی را دریافتید نکته مهم دیگری باقی می ماند و آن اینست که.......

گرم شدن بدن دشمن گرم ماندن آن است ('Getting hot is the worst way to stay warm'):: زمانیکه فعالیت می کنید و یا دمای محیط اطرافتان بیشتر از 37 C یا هردو، دمای بدنتان افزایش می یابد. زمانی دمای پوست بدن به 37 C می رسد بدن شروع به عرق کردن می نماید. عرق کردن تلاش بدن برای از دست انرژی (گرما) و رسیدن به تعادل حراراتی است. همانطور که همه ما می دانیم، زمانیکه بدن عرق میکند و پوست مرطوب می شود، آب شروع تبخیر شدن از سطح پوست می کند و سبب می شود تا پوست شما سرد تر شود.  علت این امر این است که زمانی ک عرق از سطح پوست شما به علت باد جدا می شود امکان تشکیل یک لایه نمدار از هوا در اطراف پوست بدنتان وجود نخواهد داشت وهرچه تعداد مولکول های جدا شده از پوست شما بیشتر مولکول های آب تولید شده توسط پوست باشد شما بیشتر (سریعتر) سردتان می شود. باد بیشتر (تند تر) تنیجه ای جز احساس سرمای بیشتر بر پوست شما برای شما نخواهد داشت. برای جدا شدن یک مولکول آب از سطح آزاد آب مقدار مشخصی انرژی لازم است و این مقدار انرژی با شدت باد رابطه عکس دارد. این همان پدیده معروف اثر باد سرما زایی (WindChill Effect) است. این فرآیند به شدت در کنترل دمای داخلی بدنتان موثر است و شما را سرد می کند (احساس سرمای بیشتری می کنید).

اما ...

مشکل اینجاست که وقتی یک کوهنورد فعالیت می کند و در نتیجه عرق می کند، حفره های خالی موجود در بافت لباس های وی پر ازآب می شود و به این علت هوا خاصیت عایق بودن خود را از دست می دهد. در این شرایط انرژی می تواند از طریق آبی که در اين حفره ها وجود دارد سریعتر انتقال پیدا کند. ....

برای خنک کردن بدن در این شرایط باید دمای هوای محیط کم شود . برای این کار یا باید کاهش سطح تولید انرژی (گرما) توسط عضلات اتفاق بیافتد یا به وسیله تعویض (remove) پوشش های مان اجازه دهیم تبخیر عرق از سطح پوستمان به راحتی اتفاق بیافتد. با آبی که در داخل بافت پارچه ها وجود دارد احساس سرما بسیار شدید تر حاصل می شود. بخصوص اگر پوشش های ضد باد هم وجود نداشته باشند. در واقع مشکل اصلی اینجا خودش را نمایان می کند یعنی اگر شما لخت بودید عرق می کردید و عرق از سطح پوست شما تبخیر میشد اما حالا شما در داخل لباسهایی خیس قرار دارید که شما را سردتر هم می کنند.

در اینشرایط فرض کنید که بدن شما فعالیت مناسبی هم نداشته باشد و انرزی مناسبی برای جایگزینی انرژِی ازهدر رفته تولید نکرده باشد (مثلا شما برای گرفتن عکس یادگاری در قله وقت تلف بکنید) در این شرایط بدنتان در معرض یک موقیت بحرانی قرار گرفته است. این پدیده خنک شدن (Chilling) است و یکی از مهمترین دلایل افت دمای بدن (hypothermia) است. اینکه درونتان طوفانی از سرما احساس کنید نه بیرونتان می تواند کشنده باشد( being the 'storm within' not the 'storm without' that can kill ).

دقیقا به همین دلیل است که یک لایه خشک و نازک در روی پوست لازم است تا یک ریز اقلیم (Micro Climate) فعال برای خشک نگه داشتن سطح پوست ایجاد کند. اگر این مفاهیم را درک کرده باشید و تجهیزات مناسبی نیز داشته باشید، می توانید تحت شرایط سخت و سرمای شدید نیز از بروز سرما زدگی جلو گیری نمایید.

عرق کردن ممنوع!::

شرکتها و کمپانیهای سازنده محصولات کوهنوردی در شعارهای تبلیغاتی خود ادعا می کنند که با محصولات قابل تنفس و خارق العاده خود، شما را گرم و سطح پوست بدن شما را خشک نگه می دارنند و این کار را تحت هر شرایط آب و هوایی و با هر سطح از فعالیت  بدنی شما می توانند انجام دهند. اما مشکل، محصولات تولیدی و کیفیت آنها نیست بلکه مشکل خود شما هستید. حتی بهترین محصولاتی هم که به عنوان لایه اول تولید شده اند زمانی که عرق کنید، خیس می شوند و کارایی شان کاهش می یابد و زمانی که بیش از حد فعالیت کنید دمای بدنتان بالای 37 C می رود، پس انتظار معجزه از این پارچه های پلی استری و پلی آمیدی نداشته باشد. اولین دفاع در برابر سرمازدگی و کاهش دمای بدن این است که بدانیم چطور از این محصولات بدرستی استفاده کنیم. وظیفه اول شما این است که با کنترل میزان تعرق و انتخاب ضخامت مناسب برای پوشاک لایه اول خود سطح دمای بدن خود را در 37 C تنظیم کنید. اگر رفتار کوهنوردان حرفه ای را بررسی کنید، خواهید دید که آنها از پوشاک نازک استفاده می کنند و زمانی که به دلیل سرمای شدید محیط مجبورند از پوشاک ضخیم تر و لایه های بیشتری استفاده کنند، آنقدر آهسته حرکت می کنند تا تولید انرژی در بدنشان را، در حد مشخصی محدود سازند. به این وسیله آنها میزان تعرق بدن خود را تنظیم می کنند. در ضمن در این مواقع میزان آمادگی جسمانی نیز بسیارمهم است. یک کوهنورد ورزیده کمتر از یک کوهنورد معمولی تقلا می کند و به همین دلیل کمتر هم عرق می کند.  شما حتما کوهنوردان مبتدی  را دیده اید که تمام لباسهای خود در حین حرکت پوشیده اند. دقیقا به همین دلیل است که آنها زودتر خسته شده و زود تر سرمازده می شوند.  آنها نمی دانند که به محض شروع کوهنوردی چه مقدار انرژی توسط عضلاتشان تولید می شود.

از مزیت های پارچه های بهره ببرید . :: دومین چیزی که باید به آن وجه داشته باشید استفاده از پوشاک با کیفیت و مناسب است. از پوشاکی استفاده کنید که دو مزیت را همزمان داشته باشند: به قدر کافی شکا را گرم نگه دارند و احتمال سرمازدگی  شما را کاهش دهند وبخاطر ساختار مناسبشان اگر شما موفق نشدید عرق کردن خود را کنترل کنید و لباستان خیس شد قالبیت خود را تا حدود زیادی حفظ کند. به این ترتیب شما به حد بالایی از کارایی در پوشاکتان می سرسید که به شما این توانایی صعود به ارتفاعات بالا در شرایط سخت و حفظ جانتان را می دهد. پارچه کتان بدترین منسوجی است که می توانید در پوشاک خود در برنامه زمستانی استفاده کنید. چرا که به طور کامل از عرق شما اشباع شده و اصلا توانایی انتقال عرق را به لایه های بعدی ندارد. به این ترتیب شما به راحتی سرما زده خواهید شد.

سه خاصیت مهم که پارچه های مورد استفاده در فعالیتهای زمستانی برای مقابل ه با سرما زدگی باید داشته باشند به این قرار است:

خاصيت فتیله ای داشتن (Wicking):

عرق باید از سطح پوست شما براحتی به لایه های بعدی منتقل شود تا به این ترتیب میزان انتقال حرارت ازبدنتان به کمترین مقدار خود می رسد. این اتفاق به می تواند به اشکال مختلفی صورت بگیرد و بطور معمول بوسیله پارچه های آب دوست (hydrophilic) در پوشاک لایه اول بدست می آید. لباسهای لایه اول به سرعت عرق را جذب کرده و بوسله حرارت دفع شدن بدن آن را به لایه های بالایی منتقل می کنند.

تراکم (Density):

یک پارچه کلفت دارای بافت بیشتر و فضای خالی کمتری نسبت به پارچه های نازک است و از آنجا که هوا بهترین عایق است، پارچه های نازک بهترین انتخاب ممکن هستند. بعلاوه اینکه زمان خشک شدن و گرم شدن وقتی خیس می شوند، در این پارچه کمتر از پارچه های ضخیم است.  پارچه های  تهیه شده از پر و پشم های خاص و پلی استرو پلی آمیدتحت عنوان تجاری پلار از بهترین این پارچه هستند.

خاصیت ارتجاعی (Stretch):

هر چقدر پارچه به پوست نزدیک تر باشد، انتقال عرق از آن بسیار بهتر صورت می گیرد. هر چقدر که با پوشاک لایه اول خود، سریعتر به تعادل حرارتی برسید، انتقال حرارت کمتری هم خواهید داشت و می توانید ریز اقلیم (Micro Climate) کامل تری را در سطح پوست خود بوجود آورید. این لایه نزدیک به پوست می تواند نقش بسیار موثری در تثبیت کردن یا بهم زدن تعادل حرارتی در مواقی که بدن سرد یا گرم می شود، داشته باشد. لباسهای لایه اول با خاصیت ارتجاعی بهترین پوشاک لایه اول هستند اما به مرور زمان خاصیت ارتجاعی خود را از دست می دهند و براحتی آسیب دیده و پاره می شوند.

لباسهای ضد سرما (Anti chill):: لایه بندی پوشاک بهترین راه برای رسیدن به راحتی و آسایش در شرایط سخت زمستانی است. با استفاده از پوشاک لایه اول جذب (Stretch)، با تراکم  و ضخامت کم، شما می توانید یک ریز اقلیم مناسب در اطراف پوست بدنتان داشته باشید که عرق را از سطح پوستتان جذب کرده و  آنرا به لایه های  بعدی منتقل می کند. با این لایه اول حتی در باد های شدید هم می توانید با اضافه کردن یک لایه ضد باد بخوبی از خودتان در مقابل سرما محافظت کنید. به همین دلیل است که کوهنوردانی را در هیمالیا می بینید که تنها لباسهای لایه اول خود را به تن دارند و یا در زیر لایه محافظ (Shell) خود تنها پوشش لایه اول را بر تن دارند.

قابلیت تنفس پوشاک خاصیت بسیار مهمی است و بهمین دلیل شما امروزه با پوشاکی روبرو هستنید که هر سه کار را در آن واحد می توانند برای کوهنوردان انجام دهند. این پوشاک نازک زمانی که با دستکش و کلاه (6 درصد از گرمای بدن از طریق سر به دفع می شود) مورد استفاده قرار بگیرند و قابلیت های بالایی از خود بروز می دهند. ضمن اینکه شما می توانید با افزایش و یا کاهش میزان تحرک خود میزان حرارت تولیدی توسط بدنتان را کنترل کنید. نکته مهم این است که شما به میزان کمتری عرق می کنید و خطر کاهش آب بدنتان (dehydration) شمار را کمتر تهدید می کند که خود عامل دیگر در احساس سرماست. در این شرایط حتی اگر احساس سرما کنید می توانید با افزایش یک لایه به پوشش خود از خود به خوبی محافظت کنید. نکته آخر این است که مطمئن شوید تمام لباسهای انتخاب شده برای لایه های مختلف به خوبی در بدنتان قرار (Fit) می گیرند و به تن کردن و خارج کردنشان براحتی برایتان امکان پذیر است. تنها بر روی شلوارتان متمرکز نشوید که بآیا براحتی متوانید آنرا بپوشید و استفاده کنید در مورد سایر پوشاکتان هم وسواس به خرج دهید.

فرستاده شده توسط سهند پیمان از گروه همت شمیران .

ترجمه آقای رضا فتحی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت 0:3  توسط آموزگار (آیریا)  | 

18 سپتامبر 2006

برای من این تابستان مانند دیگران کاملا متفاوت از تابستان های دیگر است . من کاملا چشم انداز صعود را عوض کردم . من قبلا نمیتوانستم صعودی را از صخره ای دست نخورده و دورافتاده داشته باشم زیرا آمادگی لازم برای این صعود را نداشتم . این اتفاق در دره Ordesa  واقع در مرکز Pyrenees افتاد . من تمام آخر هفته های ماه ژوئن را در Ordesa و بر روی تکه سنگهای 400 متری معلق بوده و تفریح میکردم .

در اواسط جولای در سراسر اروپا و ریکار هوا گرم بود و من درست در همین زمان به Chamonix در مرکز آلپ رسیدم . ما قصد داشتیم که از مسیر معروف Cassin در Walker Spur که در کوه Grandes jorasses با ارتفاع 4208 متر قرار دارد صعود نماییم . این اولین تجربه صعود آلپی ما بود و به محض اینکه ما رسیدیم شرایط خوب برای صعود مهیا شده بود . ما احساس کردیم که در این صعود موفق خواهیم بود . خیلی سریع شروع به امتحان مسیر کردیم . صعود از این دیواره ی 1200 متری عجیب را فقط با استفاده از تبر یخ در بعضی از قسمت های مسیر انجام دادیم . میخواهم این داستان کوتاه را در مورد تابستان ویژه و عجیب خودم تعریف کنم . تابستان بسیار شخصی من .

امروزه و در این زمان هنوز قلب و ذهن من از اینکه با هم هماهنگ نیستند مایوسند و هنوز هم هر دوی آنها در صعود هایم آنطور که بدنم تمرکز دارد ، متمرکز نمیباشند . قلبم هنوز درگیر تجربه ام در Walker Spur میباشد و آرزوی صعودی دیگر مانند آن را دارد . مطمئن نیستم . ذهنم به من میگوید : " هی جیسون ! اکتبر ماه صعود مورد علاقه توست و الان وقتشه ... " . بله و این درست است ؛ هنگامی که انگیزه ای در ذهن شما جرقه میزند کم کم  شکل واقعیت به خود میگیرد .

هفته گذشته بطور جدی تصمیم گرفتم که دوباره کار کردن بر روی صخره ای واقعی را شروع کنم . از Vadiello در کوه Range که همسایه Rodellar بود دیدن کردم . دوست دارم در اطراف Huesca به صعود بپردازم . در این ناحیه احساس راحتی میکنم . در آنجا دوستان محلی خوبی دارم و امکانات زیادی که در مناطق مشهوری مانند Rodellar وجود دارد نیز موجود میباشد .

بنابراین من مسیری به نام Powerade را با درجه سختی 5.14c امتحان کردم . بیش از 40 حرکت . درجه سختی مسیر بین NOWA ( 5.14b ) که اتمام  آن بلدرینگ با درجه سختی 5.13d میباشد . وقتی که به آنجا رفتم درگیر شرایط جدی مشابه ای مانند تجربه قبلیم شدم . موضوع این بود که سه سال پیش من به NOWA  فرستادم و هر دفعه Powerade را امتحان کردم مجبور بودم که تمام مسیر را قبل از پیوستن به مسیر 5.13d تکرار کنم .

ابتدا احساس خطر نمودم زیرا یک لحظه فکر کردم اگر از مسیر 5.14b سقوط کنم چه اتفاقی می افتد ؟ سپس بصورت بی اختیار : یکبار که از مسیری صعود میکنم دیگر اندازه کافی انگیزه برای تکرار آن ندارم . بنابراین چنین شرایطی به من اجازه نمیداد که همین طور در مورد مسیری آرام با انگیزه بمانم . این شرایطی بود که من هردفعه که این مسیر را امتحان میکردم تجربه می نمودم .

به هرحال در اعماق قلبم میدانم که اگر بخواهیم که موفق شویم همانطور که در اسپانیایی میگویند : " Tengo Que Coger el Toro Por Los Cuemos " به این معنی که اول باید تمرکز کنم و انگیزه کافی داشته باشم حتی قبل از اینکه دوست داشته باشم از آن مسیر صعود کنم . ذهنم در حال مجادله است شاید احتیاج دارم که قلبم را از کوه ها بدزدم .

 ادامه دارد ...

منبع سایت : Http://climbing.com

ترجمه اختصاصی برای وبلاگ کوهنوردی توسط  : مریم صمدی

درج و انتشار این مطلب تنها با ذکر منبع (وبلاگ کوهنوردی زندگی و لذت آزادی در اوج بلندی ها) مجاز میباشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 13:25  توسط آموزگار (آیریا)  | 

سوال : کهنترین کوه صعود شده تاریخ کدام کوه است ؟

برای پاسخ به این سوال به ستون نظر سنجی در سمت چپ زیر قسمت پیوندهای وبلاگ مراجعه نمایید .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 1:9  توسط آموزگار (آیریا)  | 

مقدمه :

او نسبت به زنان دیگر در دنیا در سطحی بسیار بالاتر به کوهنوردی می پردازد . اولین کسی بود که در ماه می 1998 به Honky Tonky با درجه سختی 5.14b (8c) صعود کرد همچنین Bimbaluna با درجه سختی 5.14d و Bain de Sang با درجه سختی (5.14c/d) و بیش از ۳۰ مسیر با درجه سختی 5.14 که شامل Hidrofobia با درجه سختی (5.13d/14a) میباشد .  اهل منطقه ی باسک اسپانیا است . هر دو هفته خبرهایی در مورد تمرینات سفرها و زندگی او به عنوان بهترین کوهنورد زن شنیده می شود.

 

او چنین سخن میگوید :

 

الان ماه اگوست است  من در حال تمرین برای یک صعود موفق هستم.

انکار نمی کنم که این روزها نسبت به این جور سوالها حساس شده ام . کوهنوردی و مخصوصا ورزش کوهنوردی به عنوان ورزشی انفرادی ورزشکار را به شخصی مغرور تبدیل می کند . کوهنورد تمایل دارد که دنیایی جدید بیافریند که حول او بچرخد . حتی خود من وقتی در مسیری حرکت می کنم ذهنم را از همه چیز حتی خودم خالی می کنم .

اخیرا هنگامی که با تعدادی از دوستانم در حال بازدید از چندین صخره بودم تعدادی کوهنورد که تصادفا با آنها برخورد کردیم موجب تعجب ما شدند . بدون توجه معارفات اولیه گفتند ما بالا آمده ایم شما چه طور این کار سخت را انجام داده اید ؟ دوستانم نیز به همراه آنها شروع به تمجید از من کردند . برای من عجیب بود اما قسم می خورم که بارها این جملات را با گوش خود شنیده ام و این گونه افراد را دیده ام .

اطلاعات در مورد  سنگ های سخت خیلی سریع در اینترنت منتشر می شود درست مانند اخبار بورس . ما وقت کافی برای خواندن این گونه مطالب نداریم . من فکر می کنم که آنها فقط یک سری مطالب ساده و تو خالی هستند . برای برخی کوهنوردهای جدید میزان سختی معیار بسیار مهمی شده است . شعار آنها این است هر چه قدر سنگ سخت تر باشد شما مشهورتر خواهید شد و شادی بیشتری دریافت می کنید .

می دانم که تا حدی اغراق آمیز است اما فکر می کنم که هر روز بیشتر و بیشتر به واقعیت نزدیک می شود . فکر می کنم که تا حدی من نیز در این اخبار موثر بوده ام . من کوهنوردی با دوستان و لذت بردن از این عمل را به موفقیت های بزرگ تر ترجیح می دهم . فارغ تحصیل شدن موفقیت های کوتاه شهرت و...مهم نیستند مهم تاثیری است که در زندگی انسان به جای می گذارند.

 

در این هنگام صدای کرنومتر بلند شد و من باید دور جدیدی را شروع کنم . 

 

منبع سایت : Http://climbing.com

ترجمه اختصاصی برای وبلاگ کوهنوردی توسط  : مریم صمدی

درج و انتشار این مطلب تنها با ذکر منبع (وبلاگ کوهنوردی زندگی و لذت آزادی در اوج بلندی ها) مجاز میباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/10ساعت 15:11  توسط آموزگار (آیریا)  | 

بدينوسيله و با عرض پوزش از تمامی دوستان مخصوصا شما خواننده عزیز بنا به دلایلی از نوشتن نظر در تمامی وبلاگ ها عليرقم ميل باطنی ام خودداری مينمايم و تنها بوسیله E-Mail با همنوردان عزیز ارتباط برقرار خواهم نمود .
باشد تا رفیقان نارفیق مردانگی داشته و ناشناس کامنت نگذارند .

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/09ساعت 23:22  توسط آموزگار (آیریا)  | 

بدینوسیله پیشنهاد میگردد در راستای حمایت از عزیزان و همنوردانی که در زمینه کوهنوردی و مسائل مربوط به کوهستان در روزنامه ها ٬ مجلات ٬ کتاب ها و وبلاگ ها مطلب می نگارند ٬ انجمنی با نام انجمن کوه نویسان تشکیل گردد . بدیهی است که طرح و تشکیل این انجمن نیاز به جلسات مشاوره و همفکری دوستان همنورد و کوه نویس را دارا میباشد . به همین علت از دوستان و همنوردان عزیز تقاضا میشود که پیشنهادات و نظرات خود را با این وبلاگ ( کوهنوردی زندگی و لذت آزادی در اوج بلندی ها ) در میان بگذارند .

پیشنهادات این وبلاگ :

۱. ساخت وبلاگی با عنوان انجمن کوه نویسان .

۲. برگزاری  جلسه و یا جلسات مشاوره و همفکری در زمینه تشکیل این انجمن .

۳. تعیین و نوشتن مفاد اساسنامه و درج آن در وبلاگ انجمن .

اهداف :

۱. حمایت از کوه نویسان .

۲. انجام برنامه های فرهنگی .

۳. تشکیل گروه کوهنوردی .

۴. اطلاع رسانی منظم و بروز اخبار کوهستان .

۵. آشنایی کوهنوردان و فعالیت هایشان با یکدیگر .

۶. ایجاد بانک اطلاعاتی درباره کوه ها ٬ مسیر ها ٬ کوهنوردان و ...

هر کدام از این بخش ها خود نیز دارای زیر مجموعه هایی میباشد که در طی اولین نشست مطرح خواهد گردید .

مدیریت وبلاگ کوهنوردی ٬ زندگی و لذت آزادی در اوج بلندی ها

رضا       آموزگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/06ساعت 21:53  توسط آموزگار (آیریا)  | 

«رینولد مسنر»، مشهورترین كوهنورد امروز دنیا، از زمانی كه پنج ساله بود كوهنوردی را آغاز كرد. او متولد هفدهم سپتامبر 1944 در «ویلنوس» در جنوب ایتالیاست.به گزارش خبرنگار «بازتاب ورزشی» به نقل از سایت «جربرید»، رینولد در بیست سالگی موفق شده بود بیشتر مسیرهای سخت كوهستان‌های Dolmits و آلپ غربی را همراه با برادرش «گونتر» صعود كند و به تدریج سبك جدیدی را در كوهنوردی جهان با فلسفه خودش مبنی بر صعود سبك‌بار به روش آلپی را ایجاد كرد.«گونتر» پس از آن در اثر بهمن در نزدیكی كمپ اصلی قله «نانگاپاربات» جان خود را از دست داد. آنها موفق شده بودند برای نخستین بار از جبهه موسوم به «روپال» به این قله بالای 8000 متر صعود كنند. این نخستین صعود «مسنر» و برادرش در كوهستان‌های هیمالیا بود كه ضربه روحی سختی را به «رینولد» وارد كرد و چند سال طول كشید تا بر پیامدهای این ضربه روحی غلبه كند.وی پس از نخستین صعود بدون اکسیژن و تك‌نفره به «نانگاپاربات» و «اورست» اولین انسانی شد كه هر چهارده قله بالای هشت هزار متر را صعود كرده و سومین نفری كه هفت قله را صعود كرده بود. او یك افسانه زنده در میان كوهنوردان جهان است.خودش می‌گوید: «صعودهای به یاد ماندنی من به اورست بدون اكسیژن و صعود انفرادی به نانگا پارپات قابل تکرار نیستند». او خودش صعود جالب توجهش به «گاشربروم 1 و 2» به همراه «هانس كامرلندر» در سال 1984 را یكی از عالی‌ترین دستاوردهایش در هیمالیا می‌داند.در سال 1975 او و «پیتر هابلر» اعلام كردند كه قصد دارند یك قله بالای هشت هزار متر را به روش آلپی صعود كنند. او منظور خود را از سبك آلپی اینگونه بیان كرد: «شروع صعود از پایین كوهستان بوده در صورت یافتن محل مناسب و نیاز كمپ موقت احداث می‌شود. هیچ تعیین مسیری انجام نشده و از اكسیژن استفاده نمی‌شود».آنها بدون طناب و پس از جا گذاشتن بیشتر وسایل خود در راه موفق به صعود سریع به «Hidden peak » از مسیری جدید شدند. این دومین صعود موفق به این قله بود.چیزی كه بیش از همه مسنر را در یادها نگه می‌دارد و به طور واقع نشان‌دهنده توانایی‌های اوست، این است كه تا به امروز او تنها انسانی است كه از جبهه بسیار خطرناك و سخت «روپال» به «نانگاپاربات» و به تنهایی به قله اورست صعود كرده است. امروزه این كوهستان‌ها آنقدر شلوغ است كه كسی نمی‌تواند ادعا كند صعود انفرادی كرده است به این معنی كه صعود وی از كمپ آخر تا قله بدون كمك هیچ شخصی صورت گرفته است. البته باید توجه كرد كه صعود وی در تابستان انجام شد كه فصل بادها و بارش‌های موسمی می‌باشد.
مسنر همچنین یكی از معدود غربی‌هایی است كه ادعا كرده موفق به رویت 
Yeti (موجود عظیم‌الجثه پشمالویی به شكل انسان كه گفته می‌شود در كوهستان‌های هیمالیا زندگی می‌كند و به Snow Manهم معروف است) شده است. او گفته كه دو بار او را دیده است که بار آخر آن در آخرین سفرهایش به منطقه یخچال «كاراكروم» بوده است و ادعا كرده كه عكس‌هایی را نیز از وی تهیه كرده است.عده‌ای بر این باورند كه شخصیت مسنر پس از صعودهایش به ارتفاعات بالا به علت عدم استفاده از اكسیژن و آسیب‌های مغزی تغییر كرده است و از او به عنوان نمونه‌ای هشداردهنده از پیامدهای حضور در ارتفاعات زیاد نام می برند. «ناظر صابر» كوهنورد پاكستانی كه در چند صعود همراه مسنر بوده گفته بود كه مسنر را با كشیدن حشیش در ارتفاع زیاد آشنا كرده است ولی او این كار را دوست نداشته.به هر حال «مسنر» نه تنها شهرت زیادی را به دست آورد بلكه شخصیت قوی او باعث شد خیلی‌ها در مورد او اظهارنظر كنند.او در صعودهایش در دهه 1970 با انتقادات زیادی روبه‌رو شد و بسیاری از شكست‌های وی خوشحال می‌شدند و او را متهم به آسیب‌های مغزی می‌كردند. او طی دو صعود اولش در هیمالیا سه همنورد خود از جمله برادرش را از دست داد و پس از بازگشت به وطن متهم به جا گذاشتن دوستانش در كوهستان شد و یا مانند گاشربروم متهم به رد شدن از روی اجساد برای رسیدن به قله.
عده‌ای محاسبه كرده‌اند كه او در صعودهایش 9/99 درصد شانس كشته شدن داشته است اما طبق همین آمار و محاسبات او دارای توانایی‌های فیزیكی و روحی بسیار بالا همراه با ذهنی فعال است كه به او توانایی این را داده كه در وضعیت‌های بسیار سخت تصمیم‌های درستی بگیرد.البته مسنر تنها یك كوهنورد بزرگ نبود. در سال 1990 او دوباره با پیمایش قطب جنوب به صورت پیاده نامش را مطرح كرد و سپس هم قطب شمال را پیمایش كرد.اما بی‌شك خاطرات مسنر به عنوان یك كوهنورد بزرگ و یك اسطوره واقعی در كوهنوردی تا چند دهه دیگر نسل‌های مختلف كوهنوردان را به خود مشغول خواهد كرد.
مسنر در سال 2004 صحرای «گوبی» را در شش هفته از شرق به غرب پیمایش كرد.در تابستان سال 2000، سی سال پس از صعود موفقیت‌آمیزش به «نانگاپاربات» به این قله بازگشت و تصمیم گرفت از مسیری تازه صعود كند. «هوبرت»، برادر وی نیز با او بود ولی مسیر را برای صعود بسیار خطرناك ارزیابی كردند.

كارنامه مسنر:
1964 : بیش از 500 صعود در کوهستانهای آلپ شرقی به طور عمده در دولمیتس
1965: جبهه شمالی اورتلر (اولین صعود)
1966: یروپاجا
یروپاجا چیكو (اولین صعود)
واكر اسپور
جبهه شمالی روجتا آلتا دی بوسكوترو
1967: جبهه شمال غربی کی وتا (اولین صعود)
یال شمالی انگر (اولین صعود زمستانی)
جبهه شمال شرقی انگر (اولین صعود)
جبهه شمالی فورچتا (اولین صعود زمستانی)
1968: جبهه شمالی انگر(اولین صعود زمستانی)
1969: جبهه شمالی دقووا (انفرادی)
جبهه جنوبی مارمولاتا (انفرادی)
کی وتا (انفرادی)
1970: نانگاپاربات (8125 متر، جبهه روپال، اولین صعود، تنها صعود)
1971: صعودهایی در نپال، پاكستان، ایران، آفریقای شرقی و گینه نو
1972: ماناسلو (8156 متر، جبهه جنوبی)
نوشاق (7492 متر، در هندوكش)
1973: جبهه شمال غربی پلمو (اولین صعود)
جبهه غربی فورچتا (اولین صعود)
1974: جبهه شمالی ایگر (ده ساعت)
آكونكاگوا (6959 متر، جبهه جنوبی‌، اولین صعود)
1975: لوتسه (8516 متر، جبهه جنوبی، ناموفق)
جبهه شمال غربی گاشربروم یك (اولین صعود به روش آلپی)
1976: مك كینلی (6193 متر)
دیواره خورشید نیمه شب (اولین صعود)
1977: دالاگیری (8167 متر، ناموفق)
1978: اورست (8850 متر، اولین صعود بدون اكسیژن)
نانگاپاربات (8125 متر، جبهه «دمیر» اولین صعود انفرادی یك قله هشت هزار متری)
كلیمانجارو (5963 متر،‌اولین صعود دیواره بریچ)
1979: (۸۶۱۱) متر
K2
 ، اولین صعود به روش آلپی
آمادابلام (عملیات نجات)
1980: اورست از جبهه شمالی (8850 متر، اولین و تنها صعود انفرادی واقعی)
1981: شیشا پانگما (8012 متر)
جبهه شمالی چام لانگ (7317 متر، اولین صعود)
1982: «كانچن جونگا» جبهه شمالی (8589 متر، اولین صعود)
گاشربروم دو (8035 متر)
برودپیك (8048 متر)
چوایو (8222 متر تلاش برای صعود زمستانی)
1983: چوایو (8222 متر به روش آلپی)
1984: گاش بروم یك و دو (اولین تراورس بین دو قله 8000 متری)
1985: آناپورنا از جبهه شمال غربی (8091 متر، اولین صعود)
دالاگیری یال شمال شرقی (8167 متر، به روش آلپی)
1986: ماكالو (8485 متر، صعود زمستانی ناموفق)
ماكالو (8485 متر)
لوتسه (8511 متر)
مونت وینسون (4897 متر در قطب جنوب)
1987: سفر به بوتان و پامیر
1988: سفر به تبت و مشاهده
Yeti
1989: لوتسه (8511 متر، تلاشی از جبهه جنوبی)
1990: قطب جنوب (اولین پیمایش پیاده، 2800 كیلومتر در 92 روز)
1991: پیمایش بوتان (شرق به غرب)
1992: پیمایش صحرای تاكلاماكان (جنوب به شمال)
1993: سفر به دوپلو، موستانگ و ناحیه مانانگ در نپال، پیمایش گرینلند (از جنوب شرقی به شمال غربی 2200 كیلومتر)
1994: اكتشاف در كوهستان‌های هیمالیا در هند (6543 متر)
روونزوری (5119 متر، اوگاندا)
1995: تلاش برای پیمایش قطب شمال (از سیبری به كانادا)
بلوچا (4506 متر، سیبری)
1996: سفر به شرق تبت
1997: اكتشاف در كاراكروم
سفر به خام (شرق تبت)
فیلمی مستند در مورد 
Ol Doniyo Lengai در آفریقا
1998: سفر به كوهستن‌های آلتایی (مغولستان)
سفر به پونا د آتاكاما (آند)
1999: مستندی در مورد كوهستانهای سان‌فرانسیسكو، آمریكا
2000: جورجیای جنوبی
نانگاپاربات (8125 متر تلاش برای صعود از مسیری جدید)
2002: كوتوپاكسی (آند)
2004: پیمایش صحرای گوبی

 منبع: سایت جربرید مترجم: سبوح شهلایی

نقل این مطلب از سایت بازتاب میباشد .  كد خبر: ۵۶۰۳۸

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 22:30  توسط آموزگار (آیریا)  | 

جناب آقای عباس بیاتی انتصاب جنابعالی را به سرپرستی کمیته کوهپیمایی فدراسیون کوهنوردی ج.ا.ا تبریک عرض کرده و از خداوند منان آرزوی توفیق روزافزون را برای شما خواستارم .

با احترام فراوان

رضا آموزگار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 14:53  توسط آموزگار (آیریا) 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 23:27  توسط آموزگار (آیریا)  | 

::: کوهنوردی و مطالعات فرهنگی :::
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر مهربان
كوه برای آدمی مفهوم “بلندی” دارد. بلندی مقوله‌ای است كه فی‌نفسه دسترسی بدان وجود ندارد و متعلق به قوا و موجودات برتر از انسان است ... (از نوشتار ارتباط فر و کوه در ایران باستان)

صفحه نخست
پست الکترونیک
شناسنامه ی من
آرشیو وبلاگ
فهرست عناوین

آخرین نوشته ها :
تاملی جامعه شناسانه بر ابعاد پنهان جهانی شدن ورزش - بخش ششم
نخستین بانوی باشگاه 8000 متری ها
ایدون باد
تأملی جامعه ‏شناسانه بر ابعاد پنهان تجاری‏ شدن ورزش - بخش پنجم
تأملی جامعه ‏شناسانه بر ابعاد پنهان تجاری‏ شدن ورزش - بخش چهارم
تأملی جامعه ‏شناسانه بر ابعاد پنهان تجاری‏ شدن ورزش - بخش سوم
اسفندگان
تأملی جامعه ‏شناسانه بر ابعاد پنهان تجاری‏ شدن ورزش - بخش دوم
تأملی جامعه ‏شناسانه بر ابعاد پنهان تجاری‏ شدن ورزش - بخش نخست
جوراب زمستانی شارژی


پیوندها
آناپورنا
آرام کوه
کوه قاف
کوه نوشت
گروه کوهنوردی همت شمیران
انجمن کوهنوردان ایران
فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ج.ا.ا
دیده بان کوهستان
کلاغ ها
کانون دیده بانان زمین
هم طناب
کوه نیوز
ویکی پاکوب
هیئت کوهنوردی استان تهران
بر فراز ابرها
امید کوهستان

نوشته های پیشین
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar