زامیاد یشت نامِ یکی از یشت های اوستا کتابِ دینیِ مزدیسنان است. زامیاد یشت در میانِ مزدیسنان و پژوهندگان به کیان یشت و خوَرِنَ یشت هم شُهره است. برخی پژوهندگان نیز بدلیلِ اینکه زامیاد یشت، نوزدهمین یشتِ اوستاست به آن یشتِ نوزدهم هم می گویند. زامیاد یشت شاملِ پانزده کَرده(بخش) و نود و هفت بند است و در بندهای یک تا هشتِ آن از کوهها سخن رفته و نامِ آنها برده شده است.
یَشت و در اوستا یشتی ، نام بخشی از کتابِ اوستا، کتاب دینی زرتشتیان است. یَشت بمعنیِ ستایش و نیایش و پرستش و فدیه است. یشتن در زبانِ پهلوی، بمعنای ستودن و عبادت کردن است. در اوستا، بیست و یک یشت و به نامهای گونه گون وجود دارد و در آنها عناصرِ مهم از دیدگاهِ مزدیسنا ستوده می شوند. موضوع یشتها، سرودها و گفتههای بسیار کهن و حماسههایی در ستایش ایزدان است و عبارتند از اورمزدیشت، اَمِشَ سپنتَه (هفتن یشت)، خورداد یشت، آبان یشت، خورشید یشت، ماه یشت، تیر یشت، رشن یشت، فروردین یشت، رام یشت، ارد یشت، ونند یشت، اشتاد یشت، وَرَهرامیشت، اردیبهشت یشت، مهریشت، زامیاد یشت، هومیشت و سروش یشت است.
بند نخستین تا هشتم زامیاد یشت را در زیر می خوانیم :
زامیاد یشت (کیان یشت)
خشنودی ِکوه ِمَزداآفریده ی بخشنده ی آسایش ِاَشَه، «اوشیدَرِنَ»، فر ِکیانی ِمزداآفریده و فر ِمزداآفریده ی ناگرفتنی را.
1
ای سِپیتمان زرتشت !
نخستین کوهی که از این زمین برکشیده شد، «البرز» بلند است که همه ی سرزمین های باختری و خاوری را فراگرفته است.
دومین کوه «زِر ِذ َزَ» است که از آن سوی «مَنوشَ» نیز همه ی سرزمین های باختری و خاوری را فراگرفته است.
2
از این کوه ها، «اوشیدَم»، اوشیدَرِنَ» و رشته کوه «اِرِزیفیَه» سر برزد.
ششمین کوه «اِرِزورَ» ، هفتمین «بومیِه»، هشتمین «زَوذیتَ»، نهمین «مَزیشوَنت»، دهمین «اَنتـَرِدَنگهو»، یازدهمین «اِرِزیشَ»، دوازدهمین «وایتی گـَئِسَ» ...
3
... و «آدَرََنَ» و «بَیَنَ» و «ایشکـَتَ اوپایری سَئنَ» - که پوشیده از برف است و تنها اندکی از برف آن آب می شود - (1)
دو رشته کوه ِ«هَمَنکونَ»، هشت رشته کوه ِ«وَشَن»، هشت ستیغ ِ«اَوُروَنت» و چهار کوه ِ«ویذوَنَ».
4
«اَئِزَخَ»، «مَئِنَخَ»، «واخِذریکَ»، «اَسَیَه»، «توذ َسکَ»، «ویشَوَ»، «دَرَوَشیشوَنتَ»، «سایریوَنتَ»، «نـَنگهوشمَنت»، «کـَکـَهیو» و «اَنتـَرِکـَنگهَه».
5
«سیچی دَوَ»، «اَهورَنَ»، «رَئِمَنَ»، «اَشَ سْـتـِمْـبَنَ»، «اورونیووایذیمیذکَ»، «اَسنـَوَنت»، «اوشَـئـُمَ»، «اوشتَ خوارِنـَه»، «سیامَکَ»، «وَفرَیَه»، «وُ اوروشَ».
6
«یَهْمْـیَه جَتـَره»، «اَذوَتـَوَ»، «سْپیتَ وَرِنـَه»، «سْپـِتـُوداتَ»، «کـَذرَوَ اَسپَ»، «کـَوُایریسَ»، ستیغ ِ«بَرُوسَرَیَن»، «بَرَن»، کوه ِ«فراپَیَه»، «اودریَه»، «رَئِوَنت» و کوه های دیگر که از این پیش، مردمان بدان ها نام دادند، از آنها گذشتند و اندیشیدند.
7
ای سِپیتمان زَرتشت !
پس اینچنین، دوهزار و دویست و چهل و چهار کوه است.
8
هر اندازه که این کوه ها زمین را فراگرفته است، به همان اندازه، آفریدگار، آتـُربانان، ارتشتاران و برزیگران ِستور پرور را از آنها بهره بخشید.
پ.ن ۱: مطالب مربوط به " کوهنوردی از دیدگاه مطالعات فرهنگی " در این آدرس نیز قرار می گیرد : اینجا را کلیک نمایید
پ.ن ۲: پست بعدی > مطالبی درباره زامیاد یشت .
در آغاز “زامیادیشت” توصیفی از كوههای جهان آمده و پس از آن گزارشی است درباره “فركیانی” كه از هر یك از شاهان ایرانی به شاهی دیگر میرسید.
در بخشهای قابل توجهی از اوستا ، كوه و فر در ارتباط با هم آمده اند.
كتاب زرتشتیان، اوستا، شامل پنج پخش گاتاها، یشتها، یسنا، وندیداد و ویسپرد است كه در آغاز “زامیادیشت” یكی از فصلهای یشتها، توصیفی از كوههای جهان آمده و پس از آن گزارشی است درباره “فركیانی” كه از هر یك از شاهان ایرانی به شاهی دیگر میرسید.
پرسشی كه خودبهخود برای خواننده پیش میآید این است كه چرا توصیف كوهها در آغاز یشتی كه ویژه “فر” است، آمده و مناسبت میان فر كیانی و كوههای روی زمین چه بوده؟
برای رسیدن به جواب سوال فوق ناچاریم كه تك تك نمادها و اسطورههایی كه در این رابطه وجود دارند را به طور مجزا مورد بررسی قرار دهیم و سپس با جمع آوری اطلاعات خام و در ادامه، استنتاج از مطالب ، نتیجه را اعلام كنیم.
1- فر: در اوستا از دو “فر” یاد شده است:
فر كیانی و فر ایرانی فر یا فره ایزدی یكی از كهنترین و پرآوازهترین بن مایههای فرهنگی و باور شناختی در ایران باستان،و در جهان بینی زرتشتی است.
همچنین فرّه ایزدی یكی از اركان مهم آیین پادشاهی است و لازمه قدرت و فرمانروایی. فرّه در اوستایی “خورنه” در پارسی باستان “فرنه”،در پهلوی “خورّه” یا “خره” و در پارسی دری در ساختهای “فره” و “فر” آمده است.
درباره فر آنچه میتوان گفت این است كه فر در باورشناسی كهن ایران،فروغ یا نیرویی مینوی و ایزدی است كه هركس از آن برخوردار گردد،به سروری و نیكبختی دست خواهد یافت.
فر رابطه جهان انسان و جهان خدایان را مینمایاند.فر در شاهنامه و متون اساطیری، گرچه مظاهری مختلف دارد ولی صفتی تغییرناپذیر در آن وجود دارد كه میتوان آن را پدیدهای خدایی دانست كه گاهی به صورت نور از چهره پادشاهان و موبدان و پهلوانان میتابد.
به باور ایرانیان،هر شهریار تا زمانی كه فره ایزدی با اوست، در كامگاری و شكوه میتواند فرمان براند.اما اگر فره از شهریار بگسلد،هم او به ننگ و نفرین گرفتار خواهد آمد و هم ایرانشهر به آشوب و ایرانی دچار میشود.
در نوشتههای پهلوی به مضمون ” چهر از یزدان” بر میخوریم. ترجمه و تعبیر آن این است كه پیكر و فر پادشاه بازتاب ایزدان است.
بربنیاد باورهای كهن،تنها پارسایان و پاكان میتوانستهاند از فر برخوردار گردند و به فرخی و فرهمندی راه جویند.فر همواره از ناپاكان و دیوخویان میگریخته است.
شیخ شهاب الدین سهروردی “فر” یا همان “فرزانگی فروغ” را پرتوی از گوهر خداوندی دانسته كه بر هر كس بتابد اورا به سروری و والایی میرساند.
دراساطیرایرانی، شاهانیهمچون كیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، فریدون، كیكاووس، كیخسرو، منوچهر، اردشیربابكان و …و پهلوانانی همچونگرشاسب، آرش، سام، زال، رستم و اسفندیار دارای فر ایزدی بودهاند و به همین جهت كارشان رونق فراوان داشت.
موضوع جالب این است كه در اساطیر فرهنگهای دیگر هم، از جمله یونان، فر و فرهمندی دیده میشود.
باید دانست كه وجود و حضور فر نه تنها منشا تغییرات عمده در هستی افراد میشود، بلكه موجب دگرگون شدن عملكرد مرگ و حتی نجات از مرگ هم میشود. (اشاره به رویین تنی پهلوانان)
فر و خورشید با هم بیارتباط نیستند. از دید ریشه شناسی لغت هم میان خورنه یا خوره یا هور یا خور(خورشید) پیوند وجود دارد.همچنین فر دارای تابش بوده است.فر را شاید همانند هالهای نورانی بتوان تصور كرد كه چهره و پیكر كسی را در بر میگیرد.
2- كوه :
ارزشهای رمزی و نمادین كوه بسیارند.كوه،مرتفع ترین نقطه زمین و نقطه تلاقی آسمان و زمین است.كوه در مركز عالم واقع است.
در سراسر جهان باستان، كوههای مقدس بسیاری وجود داشتند كه جایگاه خدایان بود و پیوند میان آسمان و زمین به شمار میآمدند.
كوه به عنوان نمادی محوری و مركزی به معنی گذر از یك مرحله به مرحله دیگر و همنشینی با ایزدان مطرح میشود.همینطور به معنای حفاظتگاه و منزل ایزدان نیز هست.
كوه، نقش قلهی بهشت را هم میپذیرد.
كوه برای آدمی مفهوم “بلندی” دارد. به زعم میرچاالیاده، بلندی مقولهای است كه فینفسه دسترسی بدان وجود ندارد و متعلق به قوا و موجودات برتر از انسان است.تا جایی كه بلندی معابد از همین مفهوم نقش میپذیرند.آنكه با آداب و تشریفاتی خاص از پلههای معبدی بالا میرود،دیگر یك انسان معمولی نیست.
یكی از موضوعاتی كه بر روی سفالینههای باقی مانده از دوران باستان نقاشی شده، مربوط به شكلهایی است كه كوه را تداعی میكنند.بنابراین كوه از دیرباز یك اندیشه مهم در تفكر بشر قلمداد میشده است. زیارت كوه مقدس نماد آرزو،دوری از هوسهای دنیوی،دستیابی به قلمروهای عالی و صعود از جزئی و محدود به كلی و نامحدود است. كوه یك مهبد طبیعی و شتید اولین معبد انسان باشد.بعدها هم معابد بر بالای كوهها یا شبیه به كوهها ساخته شدند. كوه یكی از دوازده زینت بر روی جامههای امپراتوران چین بود.و همچنین مكان عزلت راهبان چینی به شمار میرفت.
همچنین در اسطوره تائویی، كوه نشانه جزایر خوشبختی،جایگاه جاودانها یا تپههای طول عمر،یعنی محلی كه قارچ مقدس در آنجا میروید،قلمداد میشود.
2-1- كوههای اساطیری و مقدس:
كوهها در ادیان و باورهای گوناگون نقش مهمی داشتهاند:پیامبر اسلام در بالای كوه حرا و در غار حرا جبرائیل را دید و پبام الهی را شنید.موسی ده فرمان خداوند را در كوه سینا دریافت كرد.اهورامزدا در بالای كوه با زرتشت گفتگو كرد.زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمانها برفراز كوه از مادر زاده شد.كشتی نوح بر فراز كوه آرارات جای گرفت.
در زیر، اشارهای كوتاه داریم به نقش كوه در فرهنگهای مختلف.
ادامه مطلب را مشاهده فرمائید ...
پ.ن : مطالب مربوط به " کوهنوردی از دیدگاه مطالعات فرهنگی " در این آدرس نیز قرار می گیرد : اینجا را کلیک نمایید